ابن اشعث « 1 » و زمان ديگرى با جارود « 2 » اما به خدا سوگند ، پوست تو را مانند پوست سوسمار بكنم و تو را مانند صمغ درخت آب كنم و مانند درختى كه محكم در زمين است ، محكم ببندم . از اين اشرار و اهل بخل و نفاق متعجّبم .
على بن زيد گويد : هنگامى كه انس خارج شد ، گفت : به خدا سوگند ، اگر مرا فرزندى نبود ، جواب او را مىدادم . بعد طى نامهاى براى عبد الملك رفتار حجاج را برايش نوشت . عبد الملك نيز نامهاى به اسماعيل بن عبد الله بن ابى مهاجر « 3 » ، رئيس بنى مخزوم ، داد تا آن را به حجاج بدهد . او بر انس وارد شد و به وى گفت : همانا امير المؤمنين جايگاه حجاج را نسبت به تو بزرگتر مىداند . من به تو نصيحت مىكنم هرگز كسى نزد امير المؤمنين به مقام حجاج نمىرسد . به او نامه نوشته است كه نزدت بيايد و مىپندارم كه براى عذرخواهى نزد تو خواهد آمد . او به حق تو آگاه است . انس گفت : بله . سپس اسماعيل نزد حجاج رفت و نامهء عبد الملك را به او داد . او شروع به خواندن كرد و ناگهان رنگ رخسارش تغيير كرد ، عرق بر پيشانيش نشست و گفت : خداوند امير المؤمنين را بيامرزد . نمىدانم چه كسى اين خبر را از من به او رسانده است . اسماعيل گويد : بعد نامه را به سوى من پرتاب كرد . او گمان كرد نامه را خواندهام . بعد گفت : برخيز تا نزد انس برويم . گفتم : بگذار او نزد تو بيايد .
اسماعيل گويد : من به انس گفتم بيا تا پيش حجاج برويم . او را با خود همراه ساختم .
حجاج ضمن خوشامدگويى گفت : اى ابا حمزه « 4 » ، در سرزنش كردن شتاب كردى . در مورد
هامش
( 1 ) . عبد الرحمان بن محمد بن اشعث از فرماندهان سپاه حجاج بود كه براى سركوبى رتبيل پادشاه سيستان و نيز خوارج با نيروهاى خود بدان منطقه عزيمت كرد . اما به سبب فشارهاى حجاج و برخوردهاى اهانتآميز وى و ستمهاى او در طول دوران حاكميتش بر عراق ، عبد الرحمان و سپاهيانش طغيان و عصيان كرده و از فرمان حجاج سر بر تافتند و نام حجاج را از خطبه بيفكندند . حجاج براى سركوبى عبد الرحمان نيرويى اعزام كرد و آن دو سپاه در منطقهاى به نام « دير الجماجم » با يكديگر نبرد كردند كه در اين نبرد عبد الرحمان شكست خورد و اسير شد . او در مسير بازگشت ، به سوى عراق گريخت و از ارتفاعى روى زمين افتاد و كشته شد . - م .
( 2 ) . ابى لود بن منذر يكى از رؤسا و بزرگان خوارج بود كه همواره بر ضد بنىاميه مىجنگيد و مدتها حجاج را به خود مشغول ساخته بود . - م
( 3 ) . اسماعيل بن عبد الله مؤدب از فرزندان عبد الملك ، او زاهد و پارسا بود . ( الشذرات 1 / 181 )
( 4 ) . ابا حمزه لقب انس بن مالك صحابه رسول خدا ( ص ) بود . - م