تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
آنچه بين من و تو بود ، بردبارت نيافتم . مردم عراق درك نمىكنند كه خداوند خليفه‌اى را بر آنان حاكم كرده تا به اقامهء حجت پردازند . با اين حال مىخواستم منافقان عراق و فاسقان آن بدانند كه من در چه زمانى ضد تو اقدام كردم . آنان نزد من پست‌تر هستند و من با سرعت مقابلشان مىايستم . اما با تو از روى كرامت و خشنودى رفتار مىكنم . انس گفت : من در نكوهش كردن عجله نكردم ؛ ولى تو ما را در حدّ عوام پايين آوردى تا جايى كه ما را اشرار ناميدى ، در حالىكه خداوند ما را انصار خويش خوانده است . گمان كردى كه من بخيل هستم و ما بر آنان ( عوام ) تأثير گذارده‌ايم . گمان كردى كه من اهل نفاق هستم ، در حالىكه ما ساكن سرزمين ايمان هستيم . گمان كردى كه چون تو مرا شفيع ساكنان عراق قرار دادى ، مىتوانى به وسيلهء من آنچه را خدا بر تو حرام كرده است حلال كنى ؟ در حالىكه بين ما و تو حكمى ( خدايى ) است كه از خشنودى او خشنود و از خشم او خشمگين مىشوم كه ثواب و پاداش بندگان نزد اوست و به اعمال آنان پاداش دهد .
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى
« 1 » . به خدا سوگند اگر نصارا ، با وجود شركى كه دارند ، مردى را مىديدند كه يك روز به عيسى عليه السّلام خدمت مىكرد ، او را بزرگ و گرامى مىداشتند . چگونه است كه خدمت بيست سالهء من به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در نزد تو بىارزش شده است ؟ اگر از جانب تو احسانى نبينم ، باز شكر مىكنم و اگر غير از اين باشد منتظر مىمانم تا از جانب خدا فرجى رسد . راوى گويد : متن نامهء عبد الملك به حجاج چنين بود : تو بنده‌اى هستى كه امور را سبك شمردى تا به پايانش برسانى . به خدا سوگند : اى فرزند بدكاره ، قصد داشتم تو را بگزم ، مانند شيرى كه روباهى را گاز بگيرد . « 2 » به من خبر رسيده است كه با انس چه كردى . گمان مىكنم مىخواستى به امير المؤمنين در اين باره خبر دهى ؛ اگر او خبرى ديگر نداشت ، همان راه خود را به روى . لعنت خدا بر تو اى نابيناى مادرزاد ، را نهايت ساييده شده و ساقهايت لاغر و نحيف شده‌اند . گويى كه كسب و كار پدرانت را در طايف فراموش كرده‌اى ؟ امّا آنان كارهايى پست و فرومايه مىكردند ؛ با دست‌هايشان چاههاى
هامش
( 1 ) . نجم / 31 . ( 2 ) . در الجمهره آمده است : مانند اشارهء غضب‌آلود شير به روباه اشاره كنم .