از رسول الله شنيدهايد ، خواندم . راوى گويد : مردى برخاست و از آن دعا سؤال كرد .
عمار نيز دعا را خواند :
« اللهم بعلمك الغيب ، و بقدرتك على الخلق ، أحيّنى ما علمت الحياة خيرا لى ، و توفّنى ما كانت الوفاة خيرا لى ، أللهم و أسألك خشيتك فى الغيب و الشهادة ، و أسألك كلمة الحكم فى الغضب و الرضا ، و أسألك القصد فى الفقر و الغنى ، و أسألك برد العيش بعد الموت ، و أسألك لذّة نظر إلى وجهك ، و أسألك الشوق إلى لقائك فى غير ضرّاء مضرّة ، و لا فتنة مضلة ، اللهم زيّنا بزينة الإيمان ، و اجعلنا هداة مهتدين » .
[ خداوندا ، به علم غيب و به قدرتت كه بر خلق حكم كنى ، مرا بر آن زندگانى كه در آن خير است ، زنده بدار و اگر خيرى در آن نبود و برايم مردن بهتر بود ، مرا بميران . خداوندا ، از تو مىخواهم ترس از تو را در پنهان و آشكار در دل داشته باشم . از تو مىخواهم در خشم و خشنودى با اخلاص و تابع تو باشم . از تو مىخواهم در ميان فقر و غنا بسر برم . از تو نعمتهايى را خواهانم كه ضايع نشود و از تو مىخواهم نورچشمى برايم قرار دهى كه هرگز از بين نرود . از تو مىخواهم كه به قضاى تو راضى باشم و از تو زندگى آرام را بعد از مرگ خواهانم . خداوندا از تو لذّت و شوق ديدارت را طلب مىكنم ؛ بدون اينكه در اين ديدار مانند زيانكاران و ضلالت گمراهان باشم . خداوندا ، مرا به زينت ايمان زينت و از راهنمايان و هدايت يافتگان قرار ده ] .
180 . وليد بن عبد الملك و مردم مكه
احمد بن سعيد از زبير ، به نقل از عمويش گفت ، از واقدى شنيدم كه مىگفت :
محمد بن رفاعة بن ثعلبة بن ابى مالك از پدرش ، از پدربزرگش نقل كرد و گفت : وليد بن عبد الملك در سال 64 ، در حالىكه وليعهد بود ، براى مراسم حج به سوى مدينه به راه افتاد . هنگامى كه وارد مدينه شد ، در منزل مروان ساكن گشت . وليد از وى در مورد اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، كه هنوز زنده هستند ، سؤال كرد ، او گفت : سهل بن سعد ساعدى . « 1 »
هامش
( 1 ) . ابو العباس سهل بن سعد ساعدى انصارى در 91 ق وفات كرد و نزديك صد سال زنده بود . او آخرين صحابىاى بود كه در مدينه رحلت كرد . ( العبر 1 / 106 )