هيچكس مرتكب نشده بود . همهء امور شما به سوى فساد است . همه نوع خطا انجام مىدهيد و از عاقبت آن هراسى نداريد . اميد بازگشتى نيست . پيوسته در گمراهيتان هستيد و جز اين كار به كار ديگرى مشغول نمىشويد و چيزى مانع شما نيست تا راه اسلام را ناديده بگيريد . من خوردن و نوشيدن را بر خود حرام مىكنم تا علفهاى هرز زمين را از بين ببرم .
مىبينم كه پايان اين امور اصلاح نشود مگر همچنان كه نخست اصلاح شد ، يعنى با ملايمت و نرمى بدون سستى و ضعف ، و شدّت و زور ، بدون ستم و جور . به خدا سوگند ، دوست را به جاى دوست و ساكن را به جاى گريخته و حاضر را به جاى غايب و كسى را كه خود بىگناه و سالم است به جاى ناسالم بگيرم و مجازات كنم تا اگر مردى از شما ديگرى را ديد ، بگويد : اى سعد بگريز كه سعيد كشته شد « 1 » . تا آنكه كار شما استوار و پايدار گردد و دروغ گفتن بر روى منبر براى شما مشهود شود « 2 » .
اگر دروغى از من شنيديد ، نافرمانى من بر شما روا باشد . به خانهء هركس از شما شبانه دستبرد زده شود ، شخصا ضامن پرداخت آن هستم ؛ شما را از حركت و رفتوآمد در شب بر حذر مىدارم و آن را ممنوع مىسازم . من با كسى كه شب حركت كند ، برخوردى ندارم جز اينكه خونش را بريزم . شما را هشدار مىدهم كه هركس دعوى جاهليت كند ، زبانش را قطع مىكنم . ما براى هر گناهى عقوبتى داريم . اگر كسى ، كسى را غرق كند ما نيز او را غرق مىكنيم و اگر كسى ، كسى را بسوزاند او را آتش مىزنيم ، و اگر كسى به خانهاى نقب زند و وارد آن شود ، دلش را مىشكافم و هركس گورى را بشكافد ، او را زنده در همان گور مىكنم . زبانها و دستهايتان را از من دور بداريد تا از دست و زبان من در امان باشيد . اگر از فردى خطايى سرزند ، گردنش را مىزنم . إن شاء اللّه
هامش
( 1 ) . سعد و سعيد پسران ضبة بن اد . آن دو براى يافتن شتر پدرشان خارج شدند . سعد شتر را يافت و بازگشت اما سعيد كشته شد . ضبة هرگاه سياهى در شب مىديد ، مىگفت : سعد يا سعيد .
( 2 ) . كنايه از اينكه من به آنچه بر روى منبر مىگويم عمل مىكنم و دروغ نمىگويم . اگر عمل نكنم دروغم مشهود خواهد شد . - م