بين تاريخ و اخبار ، رابطهء محكمى برقرار است و از اينرو بيشتر كسانى كه تاريخ نوشتهاند « اخبارى » ناميده مىشوند . ابن نديم « 1 » نيز هرگز لفظ « مؤرخون » را ( در تأليف خود ) به كار نبرده ، بلكه فصولى را به اخبار نحويين و لغويين ، اخبار پادشاهان ، كاتبان و خطيبان ، بريد ( نامهرسانان ) ، خراج ستانان ، مسئولان ديوانها ، نديمان ، اديبان ، آوازخوانان و اخبار متكلمان در فرق مختلف اختصاص داده است و عنوان آن مقاله را « فى اخبار الاخباريين . . . » [ اخبار راويان و نسبشناسان ، اصحاب سيره و حديث ، و كتابهاى آنان ] انتخاب كرده است كه مقصود او ، همان مؤرخاناند .
به همين نحو ، كتابهايى كه با عنوان « تاريخ » تأليف شدهاند ، در برابر آثار زيادى كه با عنوان « اخبار » تأليف و در آن شرح حال شخصيتهاى زيادى بيان شده است ، اندك و متأخر هستند . اعراب ، از زمانهاى بسيار دور ، به بررسى و نوشتن اخبار و روايات خود توجه خاصى داشتهاند ؛ چون آنان به امور و مسائل انسانى اهتمام مىورزيدهاند و از اينرو اخبار و روايات ، بر حيات سياسى ، فرهنگى ، و نيز احساسات آنان تأثير داشته است .
جايگاه و مكانت اخبار و روايات در اسلام نيز همچنان محفوظ ماند . در بيش از چهل آيه از قرآن كريم آمده است « أنّ الله ( تعالى ) هو الخبير العليم ، الخبير الحكيم و الخبير اللطيف » ؛ كه در بيشتر آنها كلمهء خبر و اخبار ديده مىشود . علاوه بر آن ، در آيات زيادى ، مسلمانان به خواندن قصص و سرگذشت امتهاى پيشين و عبرتگرفتن از آنان تشويق شدهاند . از اينرو اسلام انگيزههاى نويى براى توجه به اخبار و روايات به ميان آورد و صداقت را پايه و اساس آن قرار داد . اسلام براى نقل روايات ، اهداف انسانى و هدف اصلى ديگرى را كه همان پندآموزى بود ، طرح كرد .
رسول مكرّم اسلام صلّى اللّه عليه و آله نيز ، در بحث و بررسى وضع مسلمانان ، به اخبار و روايت توجه خاصى داشت . افزون بر آن ، براى آگاهى از اهداف و مقاصد مشركان و اتخاذ راهبردهاى مناسب در برابر خطرهايى كه از جانب آنها اسلام را تهديد مىكرد ، به اخبار
هامش
( 1 ) . مؤلف كتاب مشهور الفهرست .