مقدمهء دكتر صالح احمد العلى
در فرهنگ و تمدن امتهاى مختلف ، اخبار ( روايات ) از اهميت بسيارى برخوردار است ؛ زيرا علاقهء فطرى به دانستن ، گسترش شناخت و پرورش ذهن را به دنبال دارد و آن را به نسلهاى آينده و جامعهاى كه ميراثخوار پيشينيان و كارهاى آنان هستند ، منتقل مىسازد و نسل امروز را به نياكانشان پيوند مىدهد . اگر روايتها و اخبار براساس فلسفهء معينى انتخاب شوند مىتوانند نمونهها و الگوهايى عالى براى جوامع و امتها باشند .
نوع روايات و اخبار بيانگر فرهنگ ، گرايشها و الگوهاى عالى آن جامعه است .
روايات با قصص شباهت دارند ؛ زيرا روايات جنبهء خاصى را بررسى مىكنند و در درجهء اول پيرامون شخص معينى متمركز مىگردند . به عبارتى روايت مانند قصهاى كوتاه است ؛ اما از جهاتى با قصه متفاوت است و آن اينكه روايت بر واقعيت مبتنى است و بر يك رخداد و رويداد تكيه دارد و احساسات در آن كمتر دخيل است . در حالىكه قصص الزاما نبايد بر واقعيت مبتنى باشد . در قصه چند حادثه مرتبط با يك شخصيت جمع مىآيد و معمولا با احساسات و عواطف همراه مىشود .
روايات ( اخبار ) پايهء اصلى تاريخ و نخستين مرحله از مراحل شكلگيرى و پيشرفت آن محسوب مىشود و البته عنصر زمان در آن جايگاهى ندارد . اگرچه تحولات در بستر زمان ، پايه و اساس تاريخ است ، به ويژه آنكه آنها و نيز رخدادهاى مربوط به شخصيتهاى برجسته و مشهور در جوامع بزرگ ، مبتنى بر واقعيت باشد ، زمان نيز در آن اهميت مىيابد .