تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
در اختيارش گذاشت ، معاويه در برابر با او چه كرد ؟ او را بر آنچه اكنون امير المؤمنين تو را والى آن كرده ، ولايت نداد ؛ جايى كه قبل از تو آن را به اشراف يمن و خاندان‌هايى از قبايلى محترم‌تر و با كرامت‌تر از قبيلهء تو بودند يعنى كنده ، غسّان و آل ذى يزن و ذى كلاع ، و ذى رعين سپرده بود ؛ كسانى كه نخستين خاندانهاى محترم و با شرافت و منتسب به آل عبد الله بن يزيد بودند ؛ اما پس از آنان امير المؤمنين تو را به حكومت عراق گماشت كه نه خاندانى بزرگ « 1 » و نه شرافتى كهن داشتى و خاندانت باعث نقص تو بودند و تورا در سختىها و بلايا درانداختند . اگر علاقهء خاص امير المؤمنين به تو نبود ، از آن منصب دورت مىكرد و براى كارهايى كه انجام دادى ، مؤاخذه مىكرد . اگر امير المؤمنين پرهيزكار باشد ، بايد نعمت الهى را از تو دريغ ، و عذاب و نقمت الهى را ارزانيت كند . به سبب برخوردهايى كه با اهل عراق دارى و از يهود ، نصارى و مجوس يارى و كمك گرفتى و آنان را بر مسلمين ، اموال و خراج آنان مسلّط كردى ، او بايد با اين كار ، عرق بدى كه بر پيشانى كسى كه تو را چنين قدرت داده است پاك كند . پس تو ذات بدى دارى و در حق خود ستم كرده‌اى و وقتى خداوند احساس امير المؤمنين را نسبت به تو و بدى تو را در شكر گزارى از او ديد ، نظر او را نسبت به تو عوض كرد و او را به خشم آورد ؛ به گونه‌اى كه كارهايت در نزد او قبيح شد و او را از اميد به شكرگذاريت مأيوس كرد و كفران نعمت تو را در نزد امير المؤمنين آشكار ساخت . پس در اين صورت بايد منتظر تغيير نعمت ، زوال كرامت ، نزول بلايا ، و عقوبت خدا باشى . به درستى كه خداوند از تو بىنياز است و رفتارت را نمىپسندد . پس در حالى شب را به صبح رساندى كه گناهانت بزرگتر از آن است كه امير المؤمنين تورا از آن گناهان و كسى كه تو را نزد او بالا برد نسبت به آنچه فراموش كردى و خداوند از آن آگاه است ، سرزنش كند . به تحقيق امير المؤمنين ، تو را از اقدامات ناعاقلانه‌اى كه نسبت به آن آگاه هستى ، نهى مىكند . مثل آن فرد قريشى كه در حجاز به او ظلمى كردى و خداوند تو را با شلاقى كه با آن تو را زد و در برابر بردگان زيردست ، تو را رسوا و خوار كرد . شايد امير المؤمنين با تو چنين عمل كند . پس اگر اين
هامش
( 1 ) . در الكامل آمده است : عمارت رفيع .