159 . گفتوگو بين هشام بن عبد الملك و خالد قسرى
زبير از ابو الحسن مدائنى ، از قحذم ، كاتب يوسف بن عمر « 1 » ، رئيس آل ابى بكره براى من نقل كرد :
هنگامى كه خالد بن عبد الله قسرى حاكم عراق شد ، اموال و دارايى فراوانى جمع و رودهايى حفر كرد كه درآمد آن در عراق بالغ بر دويست هزار درهم بود . از جملهء آنها يكى به نام او ، « نهر خالد » بود كه درآمد آن به پانصد هزار درهم مىرسيد . او مسجد جامع ، مبارك ، لوبه شاپور ، و الصلح « 2 » را نيز در عراق خريدارى كرد . هشام ( بن عبد الملك ) كه فردى حسود بود ، از اين امر با خبر شد و از خالد خواست درآمد آنها را جمع كند و براى او بفرستد . پس خالد با دوستان خود عريان بن هيثم « 3 » و بلال بن أبى برده « 4 » و ديگران صحبت كرد . آنان گفتند : تو را به فكرى راهنمايى كنيم كه انديشيدن در مورد آن صواب و درستى است و دوام و ادامهء نعمتهايت را در پى دارد . خالد گفت : آن فكر چيست ؟ گفتند : امير المؤمنين هشام از ما خواسته است كه ما در مورد غلّات و اموال تو به او اطلاعات بدهيم و ما در اين خواسته پنهانكارى مىكنيم و زمان را مىگذرانيم .
بهتر است خودت برايش نامه بنويسى و او را از ميزان دارايىهايت مطّلع كنى . خالد پاسخ داد : به خدا سوگند ، مخالفتى با اين پيشنهاد شما ندارم ، اما هرگز به پستى تن نمىدهم و حتى درهمى ناچيز را از دستان خود خارج نمىكنم ؛ چه رسد به بيشتر از آن .
آنان گفتند : هشام از تو قوىتر است ، او بر تو ولايت دارد ، ولى تو در مقابلش چيزى در اختيار ندارى و از حرص و طمعش نيز باخبرى . اگر او چيزى را كه ما بر وى عرضه مىكنيم بگيرد ، بايد آن را بار ديگر برايش جمع كنيم .
پس هشام در سال 119 ق نامهاى با اين مضمون براى وى نوشت : « 5 » بسم اللّه الرّحمن
هامش
( 1 ) . يوسف بن عمر بن محمد ثقفى ، به سال 106 ق عامل هشام بن عبد الملك بر شام بود . او را يزيد بن خالد قسرى به خونخواهى پدرش خالد در 127 ق به قتل رسانيد . ( ابن خلكان ) .
( 2 ) . الصلح ، نام قريهاى در عراق است كه قسرى آن را خريده بود .
( 3 ) . او عريان بن هيثم بن الأسود نخعى است .
( 4 ) . او عريان بن هيثم بن الأسود نخعى است .
( 5 ) . متن اين نامه در الكامل المبرد 2 / 297 آمده است .