كارهايى كه از تو ديدهايم عيب و نقصى نيست كه به خاطر آن مردم تو را سرزنش كنند ، جز اينكه فانى هستى ] . « 1 »
106 . امام على هنگام دفن فاطمه ( س )
زبير از مدائنى روايت كرد و گفت : « 2 »
هنگامى كه امير المؤمنين على بن ابى طالب - رضى الله عنه - از دفن كردن فاطمه ، دختر رسول الله فارغ شد ، بر بالاى قبر ايستاد و اين شعر را سرود : « 3 »
لكلّ اجتماع من خليلين فرقة * و كلّ الذى دون الممات قليل
إنّ افتقادى واحدا بعد واحد * دليل على أن لا يدوم خليل
[ براى هر جمعى از دو دوست ، فراق و جدايى است ، آن دوستى كه پس از مرگ پايدار بماند كم است . از دست دادن يكايك دوستان دليل بر اين است كه دوستى پايدار نيست ] .
107 . ستايش مالك اشتر از على ( ع )
زبير از مدائنى ، از ابن كلبى ، از ابى مخنف ، از فضيل بن علقمة بن قيس روايت كرد و گفت :
صبح هنگام ما بر امير المؤمنين على وارد شديم . در آن هنگام سخن از مالك اشتر شد . « 4 » على عليه السّلام به ما نگاه كرد و گفت : « 5 » خداوند مالك را رحمت كند . اگر او كوه بود از كوههاى بلند ، و اگر سنگ بود از سنگهاى محكم و سخت . بر مرگ فردى مانند مالك
هامش
( 1 ) . در العقد آمده است : تو از عيب و آنچه مردم از آن اكراه دارند ، پاك هستى ؛ اما فانى و از بين رفتنى هستى .
( 2 ) . اين خبر در شرح نهج البلاغه 2 / 920 آمده است .
( 3 ) . ديوان على ( ع ) ، ص 60 .
( 4 ) . مالك بن حارث اشتر نخعى كوفى زمان پيامبر را درك كرد و رئيس قبيلهاش بود . او همراه امام على ( ع ) در جنگ جمل و جنگ صفين حضور داشت و اقدامات مهمى انجام داد . على ( ع ) او را به عنوان والى مصر برگزيد اما او در 38 ق مسموم شد . اشتر لقب اوست . ( الاصابة 3 / 459 و المرزبانى 362 )
( 5 ) . در شرح نهج البلاغه 2 / 313 متن كامل آن آمده است .