تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
بود . سلمان گفت « 1 » : به سخنت گوش نمىدهيم . عمر گفت : چرا ؟ « 2 » پاسخ داد : براى ما يك ردا قرار دادى و براى خودت دو ردا برداشتى ؟ عمر « 3 » صدا زد : يا عبد الله ، كسى جواب نداد . پس گفت : اى عبد الله بن عمر . عبد الله پاسخ داد : بله « 4 » ، يا امير المؤمنين . عمر گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم آيا يكى از اين رداها از تو نيست ؟ عبد الله گفت : بله . سلمان گفت : بگو هرچه مىخواهى . ما مىشنويم و اطاعت مىكنيم .

110 . نامهء يزيد بن معاويه به مردم مدينه

زبير از محمد بن حسن از وليد بن هشام روايت كرد و گفت : يزيد بن معاويه براى اهالى مدينه نوشت : « 5 » بعد از حمد و ستايش خداوند ، من شما را بر سر ، و سپس بر چشمم و آنگاه بر دهان و بعد در قلب خود جاى دادم . من مقام و جايگاه رفيعى براى شما در نظر گرفته بودم . به خدا سوگند اگر خودتان را زير پاهاى من قرار دهيد ، شما را به زير پا مىفشارم ، تا از تعدادتان كاسته شود . داستان شما را متروك مىسازم تا چون روايات قوم عاد و ثمود نسخ شود . بعد به اين اشعار استناد كرد « 6 » :
أظنّ الحلم دلّ علىّ قومى * و قد يستجهل الرجل الحليم و مارست الرجال و مارسونى * فمعوّج علىّ و مستقيم و لكنى ألاقى منكرات * فأنكرها و ما أنا بالظلوم
[ گمان مىكردم كه بردبارى من قومم را به سوى من مىكشاند ؛ در حالىكه بيشتر اوقات
هامش
( 1 ) . اين خبر در سيرهء عمر بن خطاب ، ص 102 به روايت المدائنى آمده است . ( 2 ) . در سيره عمر بن خطاب آمده است : عمر گفت : چرا يا عبد الله ؟ و او گفت : تو بين ما لباس‌ها را قسمت كردى اما براى خودت يك حلّه ( جامه و رداى كامل ) برداشتى . ( 3 ) . در سيرهء عمر آمده است : عمر گفت : اى ابا عبد الله عجله نكن . پس ندا داد اى عبد الله . ( 4 ) . در سيرهء عمر آمده است : گفت لباسى كه روى آن پوشيده‌ام رداى تو است ؟ گفت : آرى . ( 5 ) . در العقد الفريد 2 / 256 ، صبح الاعشى 6 / 390 و جمهرة رسائل العرب 2 / 95 دربارهء علت نوشتن اين نامه آمده است : اهالى مدينه از خلافت يزيد ناراحت بودند و بر ضد او متحد شدند . عثمان بن محمد ابى سفيان اين مطلب را به اطلاع او رساند . يزيد نيز در جواب آنان اين‌گونه نوشت . ( 6 ) . اين اشعار اثر شاعر جاهلى قيس بن زهير است كه در رثاى حذيفه و حمل پسران بدر الفزارى در الأغانى 16 / 32 آن را نقل كرده است .
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 172 | زبير بن بكار / اصغر قائدان