فرمان خدا سرپيچى نمىكرد . « 1 » بزرگ و ربّانى ( هدايتگر ) اين مردم در علم ، فضيلت و تجربه « 2 » بود . براساس قرآن تصميم مىگرفت ؛ چه به نفعش بود چه به ضررش . حرام آن را حرام و حلال آن را حلال مىدانست ، تا اينكه اين كار او را به بهشت سرسبز و خرم وارد ساخت . اى نادان ، على بن ابى طالب - رضى الله عنه - اينچنين بود .
105 . امر سعيد بن عاص
زبير از مصعب بن عبد الله روايت كرد و گفت :
سعيد بن عاص « 3 » براى انجام حج خارج شد . او هنگامى كه به كارى تصميمى مىگرفت از انجام آن منصرف نمىشد .
مصعب گويد : در بين راه يك اعرابى از او كمك طلبيد . او به وكيل خرجش گفت :
پانصد درهم بياور . اما وكيل با پانصد دينار بازگشت . سعيد گفت : به خدا سوگند من جز درهم نخواستم ؛ اما چون اكنون با دينار آمدى ، آنها را به اعرابى بده .
راوى گويد : دينارها را در عباى اعرابى ريختم و او شروع به گريستن كرد . سعيد به او گفت : اى اعرابى براى چه مىگريى ؟ آيا اين دينارها تو را بىنياز نمىكند ؟
اعرابى گفت : به خدا سوگند چون دينارها را آورديد ، از شوق گريه نكردم و اگر آنان را برمىگردانديد از اندوه گريه نمىكردم ؛ بلكه گريه مىكنم كه زمين چگونه انسانهايى مانند تو را در درون خود جاى خواهد داد . بعد اين شعر را سرود : « 4 »
انت خير المتاع لو كنت تبقى * غير ان لا بقاء للإنسان
ليس فيما بدا لنا منك عيب * عابه الناس غير انك فان
[ تو بهترين نعمتى اگر جاودان بودى ؛ اما براى انسان بقا و جاودانگى نيست . در رفتارها و
هامش
( 1 ) . در البيان و التبيين آمده است : از امر الهى دلتنگ نمىشود .
( 2 ) . اين عبارت در البيان و التبيين نيامده است . اما در شرح نهج البلاغه 5 / 598 و در توصيف امام آمده است كه على ( ع ) همانگونه كه حسن بصرى گفته است . مرد ربانى و الهى و با فضيلت اين امت است .
( 3 ) . سعيد بن عاص حاكم كوفه در زمان عثمان بن عفان بود كه پس از عزل وليد بن عقبه او را به ولايت آنجا گمارد . - م
( 4 ) . اين دو بيت شعر در العقد الفريد 6 / 425 و منسوب به يزيد بن المهلب آمده است .