مدينه ، دستور داد هركس از قريشيان را كه به حمايت محمد بن عبد الله قيام كرده بود ، زندانى و هر اعرابى كه او را يارى داده بود ، شلاق بزند و دست هركس از موالى « 3 » را كه به حمايت او اقدام كرده بود ، قطع كند .
97 . چگونگى سيادت عرابه اوسى بر قوم خود
زبير از ابو الحسن مدائنى برايم روايت كرد و گفت :
معاويه از عرابه اوسى « 4 » پرسيد : با چه روشى طايفهات را مهار و كنترل مىكنى ؟
گفت : با نادان آنها بردبار هستم و خواستههاى نيازمندانشان را بر طرف مىكنم . پس هركس به اينروش عمل كند ، يا بر آن چيزى بيفزايد ، از من بهتر است و اگر من به آن بيفزايم از او بهترم و هركس مانند من عمل كند مثل من است . « 5 »
98 . برگزيدن بهترين چيز
زبير برايم روايت كرد و گفت از محمد بن سلام شنيدم :
يك اعرابى در مجلس ايوب سختيانى « 6 » بود . ايوب به اعرابى گفت : شايد تو قدرى
هامش
- يمن و شام كارگزارانى تعيين كرد . او فردى فاضل ، صاحبنظر و مورد علاقهء مردم بود . منصور پسرعمويش ، عيسى بن موسى ، را با چهارهزار نيرو به جنگ با او فرستاد كه وى را در 145 ق كشت و جسدش را به نزد منصور فرستاد . ( العبر 1 / 198 و الشذرات 1 / 213 ) .
( 2 ) . جعفر بن سليمان بن على بن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب پسرعموى سفاح و منصور بود كه حكومت مدينه را در دست داشت . او در بصره كشته شد . ( البيان و التبيين 2 / 289 ؛ المعارف 376 )
( 3 ) . منظور از موالى ، غير عربها بودند كه با بستن پيمانى با يك عرب يا قبيلهاى عرب تحت پيمان او درآمده و به عنوان موالى او شناخته مىشدند . آنان در جامعهء عصر اموى مورد تحقير و آزار فراوان قرار گرفته و حقوق اجتماعى آنان پايمال مىگرديد . - م
( 4 ) . عرابة بن اوس بن حارثه انصارى كه در جنگ احد مىخواست حضور يابد به علت كمى سنش او را از جنگ كنار گزاردند . شماخ او را چنين مدح كرد :اذا ما راية رفعت لمجد * تلقّاها عرابة باليمين[ هيچ پرچمى براى مجد و بزرگى برافراشته نشد مگر آنكه در دست راست عرابه بود . ] ( المعارف 330 ؛ المحاورة فى ربيع الابرار 3 / 187 ؛ الجليس الصالح 2 / 248 )
( 5 ) . اين خبر را در امالى القالى ببينيد .
( 6 ) . ابوبكر ايوب بن كيسان السختيانى البصرى . امام اهالى بصره كه احاديث فراوانى از او نقل شده است . او در -