چون مىگفتيم الله پروردگار ماست . پس او گفت : چه كسى از ما در حبشه مىميرد و كداميك از ما در مدينه و ديگرى در حرم . « 1 »
79 . مفاخره بين بصرىها و كوفىها
احمد بن سعيد دمشقى گفت كه زبير از على بن صالح ، از عامر بن صالح نقل كرد « 2 » :
من و ابوبكر هذلى و ابن ابى ليل انصارى و حسن بن زيد « 3 » و اسماعيل بن على نزد امير المؤمنين ابو العباس ( سفاح ) جمع شده بوديم . گفتگوى ما در مورد اختلاف ويژگىهاى مردم كوفه و بصره بود . حسن بن زيد گفت : اى امير المؤمنين ، اهالى بصره بر خلاف اهالى مكّه ، كه براى مردم مدينه فضايلى قايلاند ، براى مردم كوفه فضائلى قائل نيستند . ابوبكر هذلى گفت : به خدا پناه مىبرم . به خدا سوگند ، ما از نظر ثروت و فرزندان ، بر آنان ( مردم كوفه ) برترى داريم و دورترين نقاط و سرزمينها در اختيار ما است . خراسان ، سجستان ، سند و هند را با برق شمشيرهاى برّان و محكم خود فتح كرديم و اسبهاى تيزرو را براى فتح آنان محكم بستيم و سرزمين رويش فلفل « 4 » را در اختيار گرفتيم . كرمان « 5 » ، مكران « 6 » ، فارس و اهواز در قلمرو ماست . عراق نيز از ماست و زمين نيز زمين ماست و اهالى كوفه ميهمانان ما هستند .
حسن بن زيد گفت : از خراسان و سجستان سخن نگوى و بگذر . به جان خودم سوگند ، اگرچه شما سرزمينهاى بيشترى نسبت به ما داريد ، مگر نمىدانيد كه ما نسبت به شما بيشترين فقها را در ميان خود داريم ؟ ابوبكر گفت : نه ، به خدا سوگند ، شما نسبت
هامش
( 1 ) . خاطرهء وى از عثمان مربوط به زمان مهاجرت صحابه به حبشه است كه در اين مهاجرت عثمان و نيز صعصعه حضور داشتهاند و در آنجا عثمان ، اين مطلب را به صعصعه گفته است . - م
( 2 ) . بعضى از اين مفاخر در المحاسن و المساوى ، ص 96 به روايت ابوبكر هذلى آمده است .
( 3 ) . حسن بن زيد بن حسن ( ع ) ، نوادهء امام حسن ( ع ) ، مادرش بشر دختر ابو مسعود بود . منصور او را والى مدينه كرد ؛ لذا به حسن الامير معروف شد . او فردى فاضل و اديب بود . - م
( 4 ) . منظور سرزمين هند است .
( 5 ) . كرمان منطقهء بزرگ و آبادى در سرزمين ايران است كه شهرهاى بزرگ و روستاهاى آباد دارد .
( 6 ) . مكران : منطقهء وسيعى است كه شهرها و روستاهاى زيادى دارد و بين كرمان و سجستان واقع شده است ؛ در زمان عمر آنجا فتح شد به سبب اين منطقه ، درياى عمان در گذشته به درياى مكران معروف بوده است . - م