قاتلان عثمان نيستى ؟ گفت : خير ؛ اما از كسانى بودم كه در آنجا حاضر شدم و او را يارى ندادم . معاويه گفت : چرا او را يارى نكردى ؟ گفت : انصار و مهاجر او را يارى نكردند .
معاويه گفت : اما اداى حق او بر شما واجب بود . بايد او را يارى مىكرديد . گفت :
امير المؤمنين ، چرا شما كه نيروهاى شام را در اختيار داشتيد ، او را يارى نكرديد . معاويه گفت : مگر خونخواهى او از جانب من ياريش نبود ؟ « 1 » ابو طفيل خنديد و گفت : تو و عثمان اينگونهايد كه شاعر گفته است :
لا الفينّك بعد الموت تندبنى * و فى حياتى ما زوّدتنى زادى
[ گريهء تو بعد از مرگم براى من چه سود دارد كه در زندگيم هيچ توشه و بهرهاى به من نرساندى ] .
معاويه گفت : اى ابا طفيل ، بعد از اينكه على را از دست دادى ، روزگار را چگونه سپرى كردى ؟ گفت : مانند پيرزنى بودم كه تمام فرزندانش مرده بودند يا شيخى كه فرزندى نداشت . معاويه گفت : او را چقدر دوست داشتى ؟ گفت : عشق من به او مانند عشق مادر موسى به موسى بود . از كوتاهى عملم در حق او عذر تقصر به درگاه حق مىبرم .
78 . گفتوگوى معاويه و صعصعة بن صوحان
احمد بن سعيد دمشقى از زبير ، از محمد بن حسن مخزومى برايم نقل كرد و گفت :
صعصعة بن صوحان « 2 » گفت : پاسخ هيچ فردى براى من مانند پاسخ عثمان مرا به تأمل نينداخت ؛ روزى كه به او گفتم : ما را از سرزمينمان بيرون كردند و اموالمان را گرفتند ؛
هامش
- حسين ( ع ) برخاست . او تا زمان عمر بن عبد العزيز زندگى و در 100 يا 110 ق وفات كرد . او از آخرين كسانى بود كه پيامبر را ديده بودند . ( الشذارت 1 / 118 ؛ تهذيب 7 / 200 ؛ الأغانى 15 / 147 )
( 1 ) . اشاره به جنگ صفين دارد كه پس از كشته شدن عثمان ، بهانه رويارويى با امام على ( ع ) گرديد . - م
( 2 ) . صعصعة بن صوحان عبدى : در زمان رسول الله ايمان آورد و در جنگ صفين با على ( ع ) همراه بود . او خطيب و سخنور فصيحى بود كه معاويه او را از كوفه به جزيره يا بحرين تبعيد كرد و در همانجا درگذشت . ( الاصابة 2 / 192 و المعارف 402 ) . صعصعه از شيعيان و ياران خاص امام على ( ع ) بود كه تا حيات ايشان همواره يارى وفادار در كنار او بود . - م