كه قصد داشت بياورد ، فراموش كرده بود و در آبه مانده بود ، وقتى كه اجناس را ( به سفرا ) تحويل داد ، جواب كتبى به او رسيد كه : « اجناس رسيد ، ولى از آن شمشيرى كه فراموش كردى آن را بياورى چه خبر ؟ » .
13 - « محمد بن شاذان نيشابورى » مىگويد : نزد من از پانصد درهم بيست درهم كمتر ، ( از مال امام ) جمع شده بود دوست نداشتم كه آن پول را به طور ناقص ( كمتر از پانصد درهم ) به آن حضرت برسانم ، بيست درهم از مال خودم را روى آن گذاردم و آن را نزد اسدى ( نمايندهء امام ) فرستادم و چيزى در مورد اين بيست درهم ننوشتم ، جواب آمد كه : « پانصد درهم رسيد كه بيست درهم آن مال خودت است » .
14 - « حسن بن محمّد اشعرى » مىگويد : در زمان امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) از جانب آن حضرت نامهاى آمد ، حقوق « جنيد » قاتل « فارس بن حاتم بن ماهويه » « 1 » و حقوق ابو الحسن و برادرم را بپردازند و پس از آنكه امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) از دنيا رفت ، از جانب صاحب الامر امام مهدى ( عج ) نامه آمد كه حقوق ابى الحسن و رفيقش همچنان داده شود ، ولى در مورد جنيد و حقوقش ، اصلا چيزى نوشته نشده بود . من غمگين شدم ( كه چرا بايد جنيد كه قاتل يك بدعتگذار است ، از حقوق بىبهره بماند ) .
چندان طول نكشيد خبر آمد كه « جنيد از دنيا رفت » . « 2 »
15 - « عيسى بن نصر » مىگويد : « على بن زياد صيمرى ، نامهاى براى حضرت مهدى ( عج ) نوشت كه از آن حضرت تقاضاى كفن براى خود كرد . جواب نامه آمد : « تو در سال هشتاد نياز به كفن دارى » او در همان سال هشتاد مرد و ( حضرت ) قبل از مرگ او
هامش
( 1 ) - « فارس بن حاتم بن ماهويه قزوينى » از دروغگويان و غلات مشهور و از فتنهانگيزان بدعتگذار بود و مردم را به مذهب فاسد خود دعوت مىكرد . امام هادى ( عليه السّلام ) به « ابا جنيد » دستور داد تا فارس بن حاتم را به قتل برساند و امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) خون او را هدر دانست و بهشت را براى قاتل او ضامن گرديد ، سرانجام « ابا جنيد » آن ملعون را با ساطور كشت .
( سفينة البحار ، ج 1 ، ص 356 ) .
( 2 ) - ناگفته نماند كه در سفينة البحار از « جنيد » به « ابا جنيد » ياد شده است .