تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
برايش كفن فرستاد » . 16 - « محمد بن هارون بن عمران همدانى » مىگويد : « ناحيهء مقدّسهء امام مهدى ( عليه السّلام ) پانصد دينار از من طلب داشت ، قادر به اداى بدهكاريم نبودم ، با خود گفتم : چند مغازه دارم ، آنها را به 530 دينار مىخرند ، همين مغازه‌ها را به مبلغ پانصد دينار به ناحيهء مقدّسه واگذار مىكنم ، همين كار را كردم ولى به هيچ كس نگفتم » . اندكى بعد ، نامه‌اى ( از طرف حضرت مهدى ( عليه السّلام ) ) به « محمّد بن جعفر » رسيد كه : « مغازه‌ها را از محمّد بن هارون به جاى پانصد دينار كه از او طلب داريم ، تحويل بگير » . 17 - « على بن محمد » مىگويد : از ناحيهء مقدسه دستور آمد كه : « شيعيان ( ساكن كاظمين و كربلا به خاطر تقيّه ) به زيارت كاظمين و كربلا نروند » . چند ماه از اين جريان گذشت ، وزير ( صالح دستگاه بنى عبّاس ) باقطانى را طلبيد و به او گفت : « به فرزندان فرات و برس ( يعنى به شيعيان سرزمين فرات و روستاى برس كه در بين كوفه و حلّه قرار گرفته ) بگو به زيارت قبرستان قريش ( كاظمين ) نروند كه خليفهء عباسى دستور داده زايران را تعقيب و دستگير كنند » . * * * روايات به اين مضمون ، بسيار است و در كتبى كه پيرامون حضرت قائم آل محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله ) نوشته شده ، ضبط گرديده است ، ذكر همهء آنها در اينجا به طول مىانجامد و همين مقدار كه ذكر شد به حمد اللّه كفايت مىكند . * * *