تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
آمد : « اجازه داده شد » . براى آن حضرت نوشتم : مىخواهم با : « محمّد بن عبّاس » همسفر و هم كجاوه شويم و من به ديانت و امانتدارى او اطمينان دارم . جواب آمد : « اسدى « 1 » ، همسفر خوبى است اگر نزد تو آمد هيچ‌كس را بر او ترجيح مده » . اسدى آمد و با او همسفر شديم و به سوى حجّ رفتيم . 11 - « حسن بن عيسى عريضى » مىگويد : هنگامى كه امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) وفات كرد ، مردى از اهالى مصر ، اموالى به مكّه آورد كه از آن صاحب الامر حضرت مهدى ( ارواحنا له الفداء ) بود ، در مورد وجود آن حضرت اختلاف شد ، بعضى گفتند : امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) بدون جانشين از دنيا رفت و بعضى گفتند جانشين او جعفر ( كذّاب ) برادر اوست و جمعى گفتند : جانشين امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) فرزند اوست . آنان مردى را كه كنيه‌اش « ابو طالب » بود به سامرا فرستادند تا در مورد جانشين امام حسن عسكرى ( عليه السّلام ) بررسى كند و نامه‌اى نيز همراه داشت ، او به سامرا رفت و نخست با جعفر ( كذّاب ) ملاقات نمود و از او خواست تا برهان و نشانهء امامتش را بيان كند ، جعفر گفت : « من اكنون آمادهء ارائهء برهان نيستم » . سپس ابو طالب به در خانهء صاحب الامر ( عج ) رفت و نامه‌اش را به اصحاب آن حضرت كه « سفراى او » خوانده مىشدند داد ، جواب آمد : « خداوند در مورد مصيبت فوت رفيقت ( مرد مصرى ) به تو پاداش دهد ، او از دنيا رفت ، اموالش را به شخص امينى سپرد و به او وصيّت كرد ، آن را هرگونه كه دوست دارد و شايسته است ، به مصرف برساند و جواب نامه را نيز داد و همانگونه كه ( در مورد مرگ مرد مصرى و وصيّت او ) فرموده بود ، بىكم و كاست ، همانطور واقع شده بود » . 12 - « على بن محمّد » مىگويد : شخصى از اهالى آبه ( آوه محلّى نزديك ساوه ) اجناسى را همراه خود براى صاحب الامر ( عليه السّلام ) ( به سامرا ) آورده بود ولى شمشيرى را
هامش
( 1 ) - منظور از « اسدى » ، محمّد بن ابى عبد اللّه ، جعفر بن محمّد بن عون اسدى كوفى : يكى از سفراى حضرت مهدى ( عج ) است .