كردند و رفتند . « 1 »
* * * روايات در اين خصوص جدّا بسيار است و ذكر آنها در اين كتاب - كه بنايش بر اختصار است - به طول مىانجامد .
و اينكه : همهء شيعيان بر امامت امام هادى ( عليه السّلام ) اتفاق رأى دارند و در آن عصر ، كسى در برابر او ادّعاى امامت نكرد تا موضوع امامت را در دستانداز شبهه قرار دهد ، ما را از نقل نصوص ديگر به طور مشروح در مورد امامت آن حضرت ، بىنياز مىسازد .
نمونهاى از معجزات امام هادى ( ع )
« خيران اسباطى » مىگويد : در مدينه به حضور امام هادى ( عليه السّلام ) رفتم ، به من فرمود : از واثق ( نهمين خليفهء عبّاسى ) چه خبر ؟
گفتم : او به سلامت است و من نزديكترين شخصى هستم كه با او ديدار كرده و ده روز بيشتر نيست از او جدا شدهام .
امام هادى ( عليه السّلام ) فرمود : « مردم مدينه مىگويند او مرده است » .
عرض كردم : ديدار من با واثق از همه نزديكتر بوده است .
فرمود : « مردم مدينه مىگويند او مرده است » .
وقتى كه ديدم امام هادى ( عليه السّلام ) باز از مردم مدينه سخن گفت ، دريافتم كه منظور ، خودش مىباشد .
سپس فرمود : جعفر چه كرد ؟ ( يعنى متوكّل دهمين خليفهء عباسى كه پسر معتصم
هامش
( 1 ) - ضمنا از اين تراژدى غمانگيز به دست آورديم كه امامان و شيعيانشان چقدر مظلوم بودند و تا چه اندازه در فشار سانسور دژخيمان طاغوتهاى عباسى بودند كه براى ابراز مطلب حق ، آن همه پنهانكارى مىكردند .