بود چه مىكند ؟ ) .
گفتم : او در زندان در بدترين حال مىباشد .
فرمود : « آگاه باش او اينك خليفه شده است » .
سپس فرمود : « از « ابن زيّات » ( وزير واثق ) چه خبر دارى ؟ » .
گفتم : مردم با او هستند و فرمان ، فرمان اوست .
فرمود : « آگاه باش كه اين منصب براى او نكبت بود » .
سپس سكوت كرد ، آنگاه فرمود : « مقدّرات و احكام الهى واقع خواهد شد ، اى خيران ! واثق از دنيا رفت و جعفر متوكّل به جاى او نشست و ابن زيّات نيز كشته شد » .
گفتم : فدايت شوم ! چه وقت كشته شد ؟
فرمود : شش روز بعد از بيرون آمدن تو ( از سامرا ) .
در اين راستا ، روايات بسيار است و شواهد فراوان مىباشد .
احضار امام هادى ( ع ) از مدينه به پادگان سامرا
مورّخين علّت انتقال امام هادى ( عليه السّلام ) از مدينه به شهر سامرا را چنين نقل مىكنند :
عبد اللّه بن محمّد ( از طرف دستگاه طاغوتى بنى عبّاس ) سرپرست جنگ و عهدهدار نماز در مدينه بود ، در مورد امام هادى ( عليه السّلام ) نزد متوكّل عبّاسى ( دهمين خليفهء عبّاسى ) سعايت و بدگويى كرد و تعمّد داشت كه آن حضرت را بيازارد .
امام هادى ( عليه السّلام ) از سعايت و بدگوييهاى او نزد متوكّل آگاه شد ، نامهاى به متوكّل نوشت و در آن نامه ، آزاررسانى و دروغبافى عبد اللّه بن محمّد را متذكّر شد و خواستار رسيدگى گرديد .
وقتى كه نامه به دست متوكّل افتاد ، پاسخ نامه را نوشت و در آن نامه بسيار به امام هادى ( عليه السّلام ) احترام نمود و آن حضرت را ( در ظاهر محترمانه ولى در باطن براى اجراى سياست شوم خود ) به پادگان سامرا ، دعوت كرد .