تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
بود چه مىكند ؟ ) . گفتم : او در زندان در بدترين حال مىباشد . فرمود : « آگاه باش او اينك خليفه شده است » . سپس فرمود : « از « ابن زيّات » ( وزير واثق ) چه خبر دارى ؟ » . گفتم : مردم با او هستند و فرمان ، فرمان اوست . فرمود : « آگاه باش كه اين منصب براى او نكبت بود » . سپس سكوت كرد ، آنگاه فرمود : « مقدّرات و احكام الهى واقع خواهد شد ، اى خيران ! واثق از دنيا رفت و جعفر متوكّل به جاى او نشست و ابن زيّات نيز كشته شد » . گفتم : فدايت شوم ! چه وقت كشته شد ؟ فرمود : شش روز بعد از بيرون آمدن تو ( از سامرا ) . در اين راستا ، روايات بسيار است و شواهد فراوان مىباشد .

احضار امام هادى ( ع ) از مدينه به پادگان سامرا

مورّخين علّت انتقال امام هادى ( عليه السّلام ) از مدينه به شهر سامرا را چنين نقل مىكنند : عبد اللّه بن محمّد ( از طرف دستگاه طاغوتى بنى عبّاس ) سرپرست جنگ و عهده‌دار نماز در مدينه بود ، در مورد امام هادى ( عليه السّلام ) نزد متوكّل عبّاسى ( دهمين خليفهء عبّاسى ) سعايت و بدگويى كرد و تعمّد داشت كه آن حضرت را بيازارد . امام هادى ( عليه السّلام ) از سعايت و بدگوييهاى او نزد متوكّل آگاه شد ، نامه‌اى به متوكّل نوشت و در آن نامه ، آزاررسانى و دروغ‌بافى عبد اللّه بن محمّد را متذكّر شد و خواستار رسيدگى گرديد . وقتى كه نامه به دست متوكّل افتاد ، پاسخ نامه را نوشت و در آن نامه بسيار به امام هادى ( عليه السّلام ) احترام نمود و آن حضرت را ( در ظاهر محترمانه ولى در باطن براى اجراى سياست شوم خود ) به پادگان سامرا ، دعوت كرد .