تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
على انتقال مىيابد و او بعد از من ، همان حق را بر شما دارد كه من بعد از پدرم ، آن حق را بر شما داشتم » . سپس خادم مخصوص رفت و احمد بن محمّد اشعرى ، نزد من آمد و گفت : خادم مخصوص به تو چه گفت ؟ گفتم : خير است . گفت : « آنچه را به تو گفت ، من شنيدم » و شنيدهء خود را براى من بازگو كرد . به احمد گفتم : خداوند اين كارى كه انجام دادى ( سخن مخفى ما را شنيدى ) بر تو حرام كرده و فرموده است :
وَ لا تَجَسَّسُوا . . . ؛
« تجسّس نكنيد » . « 1 » اينك كه ( مرتكب حرام شدى و ) سخن ( مخفى خادم مخصوص ) را شنيدى ، آن را براى گواهى دادن در خاطره‌ات نگهدار ، شايد ما روزى احتياج به اين گواهى پيدا كرديم و حتما از فاش ساختن آن بپرهيز تا وقتش فرا رسد . ( پدر ) خيرانى در ادامهء سخن مىگويد : وقتى كه صبح شد ، آنچه را خادم مخصوص به من گفته بود ( در مورد امامت حضرت هادى ) در ده نسخه نوشتم و آنها را مهر كردم و به ده نفر از بزرگان اصحاب و شيعيان دادم و به آنان گفتم : « اگر قبل از آنكه اين نسخه‌ها را از شما بخواهم ، مرگ به سراغم آمد ، شما آنها را باز كنيد و بخوانيد و مطابق آن عمل نماييد » . هنگامى كه امام جواد ( عليه السّلام ) از دنيا رفت ، از خانه‌ام بيرون نيامدم تا اينكه مطّلع شدم كه بزرگان شيعه در منزل « محمّد بن فرج » به گرد هم آمده‌اند و دربارهء مسألهء امامت گفتگو مىكنند و محمّد بن فرج براى من نامه‌اى نوشت و در آن نامه مرا از اجتماع بزرگان شيعه در نزدش آگاه كرده و يادآورى كرده بود كه اگر خطر فاش شدن در كار نبود ، با هم نزد تو مىآمديم و دوست دارم كه سوار بر مركب شوى و خود را به من برسانى .
هامش
( 1 ) - سورهء حجرات ، آيهء 12 .
المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 225 | العلامة الحلي / اشتهاردى / محمدى اشتهاردى