2 - در زندان فضل بن ربيع : وقتى كه نامهء عيسى به هارون رسيد ، هارون شخصى را مأمور كرد كه به بصره برود و موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) را از زندان عيسى تحويل بگيرد و به بغداد روانه سازد و به « فضل بن ربيع » ( يكى از وزيران ) تحويل دهد . او همين مأموريّت را انجام داد و امام كاظم ( عليه السّلام ) را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع تسليم نمود .
امام كاظم ( عليه السّلام ) مدّت طولانى تحت نظر فضل بن ربيع در بغداد بسر برد .
هارون از فضل بن ربيع خواست كه امام كاظم ( عليه السّلام ) را به قتل برساند ، ولى او نيز از اين كار سرباز زد ، هارون در نامهاى به او دستور داد تا موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) را به « فضل بن يحيى » بسپارد .
3 - در زندان فضل بن يحيى برمكى : فضل بن يحيى ، امام كاظم ( عليه السّلام ) را تحويل گرفت و در يكى از اطاقهاى خانهاش جا داد ، ديدبانانى بر او گماشت ، آنان گزارش دادند كه موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) همواره به عبادت اشتغال دارد و تمام شب را با نماز و قرائت قرآن به صبح مىآورد و سرگرم دعا و كوشش براى عبادت است و بسيارى از روزها را روزه مىگيرد و روى خود را از محراب عبادت به سوى ديگر نمىگرداند .
فضل بن يحيى وقتى كه امام را چنين يافت ، گشايشى در كار او نمود و احترام شايانى به آن حضرت مىكرد . خبر احترام يحيى از امام كاظم ( عليه السّلام ) به هارون رسيد و او در آن وقت در « رقّه » ( محلّى نزديك بغداد ) بود ، نامهاى براى فضل بن يحيى نوشت :
امام كاظم ( عليه السّلام ) را احترام نكن ، بلكه او را به قتل برسان .
فضل از دستور هارون سرپيچى كرد و دستش را به خون مقدّس امام كاظم ( عليه السّلام ) نيالود . اين خبر به هارون رسيد ، بسيار خشمگين شد ، فورا ( دژخيم بىرحم خود ) مسرور خادم را طلبيد و به او گفت : هم اكنون به بغداد برو و از آنجا بىدرنگ نزد موسى بن جعفر برو ، اگر او را در آسايش و رفاه ديدى ، اين نامه را به « عبّاس بن محمّد » بده و به او فرمان بده كه آنچه در اين نامه نوشته شده به آن عمل كند .
4 - در زندان سندى بن شاهك : هارون نامهء ديگرى به مسرور خادم داد و به او
المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 202
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٠٢