تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
گفت : اين نامه را نيز به سندى بن شاهك ( زندانبان بىرحم يهودى ) بده ، در آن نامه دستور داده بود كه هرچه « عباس بن محمّد » دستور داد ، سندى بن شاهك از او اطاعت كند . « مسرور خادم » به بغداد آمد و به خانهء « فضل بن يحيى » وارد شد ، كسى نمىدانست كه مسرور براى چه آمده است ؟ او يكسره نزد امام موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) رفت و او را همانگونه كه به هارون خبر داده بودند در رفاه و آسايش ديد و از آنجا بىدرنگ نزد عبّاس بن محمّد و سندى بن شاهك رفت و نامه‌هاى هارون را به اين دو نفر رساند . طولى نكشيد كه ديدند مأمور عبّاس بن محمد با عجله به خانهء فضل بن يحيى آمد ، فضل ، وحشتزده و هراسناك شد و همراه مأمور ، نزد « عبّاس بن محمد » رهسپار گرديد . عباس چند تازيانه و تخت مانندى طلبيد و دستور داد فضل بن يحيى را برهنه كردند و سندى بن شاهك ، صد تازيانه جلو روى عباس بن محمّد به فضل بن يحيى زد . سپس فضل در حالى كه بر خلاف وقت ورود ، پريشان و رنگ باخته بود ، از خانهء عباس بيرون آمد و به مردمى كه در سمت چپ و راست بودند ، سلام كرد . سپس مسرور خادم در ضمن نامه‌اى ماجراى شلّاق خوردن فضل بن يحيى را براى هارون الرّشيد نوشت . هارون ( دريافت كه سندى بن شاهك براى شكنجه دادن و كشتن امام كاظم ( عليه السّلام ) مناسب است ) به مسرور خادم دستور داد كه موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) را به سندى بن شاهك تسليم كن ( كه همين كار انجام شد ) .

شهادت مظلومانهء امام كاظم ( ع )

هارون در اين ايام يك مجلس ( تمام عيار طاغوتى در كاخ خود ) ترتيب داد كه بسيارى از رجال كشورى و لشكرى در آن شركت كرده بودند ، به آنان رو كرد و چنين گفت : « اى مردم ! فضل بن يحيى ( در مورد كشتن موسى بن جعفر ) از فرمان من سرپيچى