تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
خواهد بريد » . من مىخواهم بعد از بريدن او ، آن را پيوند دهم تا اگر بار ديگر او آن را بريد ، خداوند از او ببرد . * * * گويند : على بن اسماعيل به بغداد مسافرت كرد و با يحيى برمكى ملاقات نمود و يحيى آنچه دربارهء امام كاظم مىخواست از او پرسيد و آنچه از او شنيده بود ، چيزهاى ديگرى بر آن افزود و به هارون خبر داد و سپس خود على بن اسماعيل را نزد هارون برد . هارون از على بن اسماعيل ، در مورد عمويش موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) سؤال كرد . او به سعايت و بدگويى از امام پرداخت و به دروغ گفت : « پولها و اموال از شرق و غرب جهان براى موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) مىآورند و او مزرعه‌اى به سى هزار دينار خريده كه نامش « يسير » است ، وقتى پولها را نزد صاحب مزرعه بردند ، او گفت كه من از اين نوع پولها نمىخواهم و نوع ديگر مىخواهم ، به دستور موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) سى هزار دينار ديگر براى او بردند » . وقتى كه هارون ( اين دروغها را ) از او شنيد دستور داد دويست هزار درهم به او بدهند تا به بعضى از نواحى برود و با آن به زندگيش ادامه دهد .

مرگ نكبتبار على بن اسماعيل

« على بن اسماعيل » به ناحيه‌اى از مشرق بغداد رفت ( بر اثر عيّاشى ) پولش تمام شد ، كسانى را نزد هارون براى گرفتن پول فرستاد ، آنان به دربار هارون براى گرفتن پول رفتند ، او در انتظار رسيدن پول ، دقيقه شمارى مىكرد و در همين ايّام روزى به مستراح رفت ، آنچنان به اسهال مبتلا شد كه روده‌هايش بيرون آمد و خودش به زمين افتاد ، همراهانش آمدند و هرچه كردند كه آن روده‌ها را به جاى خود بازگردانند ، ممكن نشد ،