تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
ناگزير او را با همان حال از مستراح برداشته و بيرون آوردند و در همان وضع ( زشت و وخيم ) كه در حال جان كندن بود ، براى او از جانب هارون پول آوردند ، او نگاهى به آن پولها كرد و گفت : « ما اصنع به و انا فى الموت ؛ من كه در حال مرگ هستم ، اين پولها را براى چه مىخواهم ؟ ! » .

هارون و دستگيرى امام كاظم ( ع )

هارون الرّشيد همان سال عازم مكّه براى انجام حجّ شد ، نخست به مدينه رفت و در همين وقت دستور دستگيرى امام كاظم ( عليه السّلام ) را داد . نقل شده : وقتى كه هارون وارد مدينه شد ، امام كاظم ( عليه السّلام ) با جمعى از بزرگان مدينه به استقبال او رفتند ، سپس امام كاظم ( عليه السّلام ) طبق معمول به مسجد رفت . هارون شبانه كنار قبر پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) آمد و ( رياكارانه ) گفت : اى رسول خدا ! من در مورد تصميمى كه دارم از تو معذرت مىخواهم ، تصميم دارم موسى بن جعفر را زندانى كنم ؛ زيرا او مىخواهد ايجاد اختلاف و پراكندگى بين امّت تو نمايد و خون مردم را بريزد . سپس هارون دستور داد امام موسى بن جعفر ( عليه السّلام ) را گرفتند و نزدش بردند ، آن حضرت را ( به دستور او ) به زنجير بستند ، دو هودج ترتيب دادند ، آن حضرت را در يكى از آن هودجها كه بر پشت استر بود ، سوار كردند و هودج ديگرى بر پشت استر ديگر بود و همراه هردو هودج ، سوارانى فرستاد و سپس ( در بيرون مدينه ) سواران ، دو دسته شدند يك دسته به سوى بغداد و ديگرى به سوى بصره روانه شدند ، امام كاظم ( عليه السّلام ) در هودجى بود كه به سوى بصره حركت مىكرد و هارون با اين كار مىخواست مردم از اينكه امام كاظم ( عليه السّلام ) به سوى بصره رفت يا بغداد ، بىخبر بمانند و سواران همراه آن حضرت را نشناسند و به سوارانى كه امام كاظم ( عليه السّلام ) را مىبردند ، دستور داد كه وقتى به بصره رسيدند ، امام كاظم ( عليه السّلام ) را در بصره به « عيسى بن جعفر بن منصور » تحويل دهند و او در آن روز ( به عنوان رئيس زندان ) در بصره بسر مىبرد .