( آتش بس ) كه مانع آن بود تا امام حسين ( عليه السّلام ) مردم را به امامت خود دعوت نمايد به پايان رسيد در محدودهء توان و امكانات خود ، مسألهء رهبرى خود را آشكار ساخت و در هر فرصتى براى آگاهى بخشى به ناآگاهان استفاده نمود و رفته رفته يارانى به گرد او آمدند ، آنگاه آن حضرت مردم را به جهاد و نبرد ( با سلطنت يزيد و بنى اميّه ) دعوت نمود و آمادهء جنگ شد و با اهل بيت و فرزندان خود از حرم خدا و حرم رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) ( از مكّه و مدينه ) به سوى عراق رهسپار گرديد تا به كمك شيعيانش كه او را ( به آمدن به كوفه ) دعوت نموده بودند ، با دشمن جنگ كند .
امام حسين ( عليه السّلام ) نخست پسر عمويش « مسلم بن عقيل » ( عليه السّلام ) را به سوى كوفه فرستاد و او را براى دعوت مردم به جهاد و گرفتن بيعت از مردم برگزيد ، مردم كوفه با او براى جهاد ، بيعت كردند و پيمان وفادارى خود را به او اعلام داشتند و خيرخواهيش را به جان پذيرفتند ، ولى طولى نكشيد كه ( وقتى ورق برگشت ) آنان بيعت خود را شكستند و دست از يارى او كشيدند و او را تسليم دشمن نمودند و دشمن ( در يك جنگ نابرابر ) او را كشت و مردم كوفه از مسلم ( عليه السّلام ) دفاع ننمودند . سپس ( همين مردم اغفال شده ) براى جنگ با امام حسين ( عليه السّلام ) از كوفه خارج شدند ، آن حضرت را ( در سرزمين كربلا ) محاصره كردند و او را از رفتن به شهرها بازداشتند و آنچنان او را در تنگنا قرار دادند كه نه راه گريزى داشت و نه يار و ياورى و بين او و آب فرات جدايى انداختند تا اينكه بر او دست يافتند و آن حضرت را ( در يك جنگ نابرابر ) كشتند و آن بزرگوار در حالى كه تشنه لب ، مجاهد ، شكيبا ، مخلص و مظلوم بود به شهادت رسيد ، بيعتش را شكستند ، حريم حرمتش را دريدند و به هيچ وعدهء او وفا نكردند و هرگونه رشتهء پيمان با او را گسستند و آن حضرت همچون پدر و برادرش شهيد شد .
فراز و نشيبهاى عمر امام حسين ( ع )
امام حسين ( عليه السّلام ) روز شنبه دهم محرّم سال 61 هجرى بعد از نماز ظهر ، مظلوم و