تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
على ( عليه السّلام ) به آنها فرمود : « بنوشيد و سيراب شويد و براى سفر خود نيز از اين آب برداريد » ، آنها به اين دستور عمل كردند . سپس على ( عليه السّلام ) با دست خود آن سنگ را برداشت و بر جاى خود نهاد و دستور داد خاك بر روى آن سنگ ريختند و نشانهء آن را پوشاندند . راهب تمام اين جريان را ( با سابقهء ذهنى كه داشت ) از اوّل تا آخر از بالاى عبادتگاه خود تماشا كرد ، فرياد زد : « اى مردم ! مرا از عبادتگاه به زير آوريد » . همراهان على ( عليه السّلام ) او را با دشوارى از بالاى آن به زير آوردند ، او به حضور امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) آمد و گفت : « اى آقا ! آيا تو پيامبر مرسل هستى ؟ » . فرمود : « نه » . گفت : « آيا تو فرشتهء مقرّب درگاه خدا هستى ؟ » . فرمود : « نه » . گفت : « پس تو كيستى ؟ » . فرمود : « من وصىّ محمّد بن عبد اللّه ، خاتم پيامبران ( صلّى اللّه عليه و آله ) هستم » . راهب عرض كرد : « دست خود را باز كن تا من در حضور تو به خداى بزرگ ايمان بياورم و قبول اسلام كنم » على ( عليه السّلام ) دستش را گشود و به او فرمود : « شهادتين را به زبان آور » . راهب گفت : « اشهد ان لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله ، و اشهد انّك وصىّ رسول اللّه ، و احقّ النّاس من بعده » . « گواهى مىدهم كه معبودى جز خداى يكتا و بىهمتا نيست و گواهى مىدهم كه محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله ) بنده و رسول خداست و گواهى مىدهم كه تو وصىّ رسول خدا و برترين و سزاوارترين ( انسانها به خلافت ) بعد از او هستى » . سپس امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) پيمان عمل به دستورات اسلام را از او گرفت و بعد به او فرمود : « پس از مدّت طولانى كه در دين خلاف اسلام بودى چه چيز باعث شد كه از آن دست كشيدى و به دين اسلام گرويدى ؟ » .