اين داستان نشانگر چند معجزه از على ( عليه السّلام ) است :
1 - آگاهى على ( عليه السّلام ) به غيب .
2 - قدرت غيرعادى آن حضرت كه او را نسبت به ديگران منحصر به فرد كرده بود .
3 - مژده به آمدن او در كتابهاى آسمانى پيشينيان و وجود آن بزرگوار مصداق سخن خداوند در قرآن است كه مىفرمايد :
. . . ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ . . . .
« 1 »
« اين توصيف آنان در كتاب تورات و توصيف آنان در كتاب انجيل است » .
اشعار سيّد حميرى دربارهء داستان فوق
اسماعيل بن محمّد ، سيّد حميرى شاعر حماسهسرا و بزرگ و مخلص و جانثار محمّد و آل محمّد ( صلّى اللّه عليه و آله ) « 2 » داستان راهب ( سرگذشت قبل ) را در اشعار و قصيدهء « بائيهء مذهبهء » خود به شعر درآورده ، چنين مىگويد :
و لقد سرى فيما يسير بليلة * بعد العشاء بكربلا فى موكب
حتى اتى متبتّلا فى قائم * القى قواعده بقاء مجدب
هامش
( 1 ) - سورهء فتح ، آيهء 29 .
( 2 ) - « اسماعيل بن محمد حميرى » معروف به « سيّد حميرى » از شاعران آزاد ، برازنده و پركار شيعه در زمان امام صادق ( عليه السّلام ) بود ، امام صادق ( عليه السّلام ) در ديدارى به او فرمود : « مادرت تو را « سيّد » ناميد و تو توفيق آن را يافتى ، تو سيد شاعران هستى » .
نقل مىكنند : او 2300 قصيده در شأن ائمهء اهل بيت ( عليهم السّلام ) سرود يكى از قصايد او قصيدهء فوق است كه به قصيدهء « مذهبه » معروف است و عالم بزرگ علم الهدى سيد مرتضى شرحى بر آن نوشته است .
ابن شهر آشوب در كتاب « معالم العلماء » نقل مىكند : مروان بن ابى حفصه اين قصيده را شنيد ، هر شعرى از آن را كه مىشنيد ، مىگفت : « سبحان اللّه ! اين سخن چقدر شگفتآور است ! » ( سفينة البحار ، ج 1 ، ص 336 ) .