يا مشهورا فى السّماوات ، يا مشهورا فى الأرضين ، يا مشهورا فى الآخرة ، يا مشهورا فى الدّنيا ، جهدت الجبابرة و الملوك على اطفاء نورك ، و اخماد ذكرك فابى اللّه لذكرك الّا علوّا ، و لنورك الّا ضياء و تماما ، و لو كره المشركون
: « اى كسى كه در آسمانها شهرت دارى ، و در زمينها معروف مىباشى ، و در آخرت و دنيا مشهور هستى ، جبّاران و شاهان و طاغوتيان براى خاموش نمودن نور تو ، و از بين بردن نام تو كوشيدند ، ولى خداوند جز بلندى نام و ياد تو و جز درخشش و كمال نور تو را نخواست ، گرچه براى مشركان ، ناخوشايند باشد » .
به او گفتم : اى زن تو كيستى ؟ و اين شخصى را كه مىستائى كيست ؟
گفت : آن را كه مىستايم ، امير مؤمنان است .
گفتم : كدام امير مؤمنان !
گفت : علىّ بن أبي طالب عليه السّلام كه رسيدن به كمال توحيد ، جز در پرتو او و ولايت او ، امكان ندارد .
حسن بن يحيى گفت : همان دم به آن بانو نگريستم [ تا بشناسم كه او كيست ] ، ولى هيچ كس را در آنجا نديدم .
4 - سخن عميق شافعى در شأن على عليه السّلام
از شافعى [ محمد بن ادريس رئيس مذهب شافعى ] سؤال شد : « نظر شما دربارهء على عليه السّلام چيست ؟ » .
در پاسخ گفت : « چه بگويم در شأن كسى كه دوستانش از روى ترس ، و دشمنانش از روى حسد ، فضائل آن حضرت را پوشاندند ، ولى فضائل او آنچنان آشكار و گسترش يافته كه شرق و غرب را فرا گرفته است » .
5 - اشعار شاعر اهل بيت ، شيخ ازرى
لا فتى فى الوجود الّا علىّ * ذاك شخص بمثله اللّه باها
لا ترم وصفه ففيه معان * لم يصفها الّا الّذي سوّاها