تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
فضيلت على عليه السّلام روايت مىكنى ؟ ، بگو و نترس . ابو يوسف : اى رئيس مؤمنان ، اگر ترس نبود ، روايات ما در فضيلت على عليه السّلام بيش از آن است كه قابل شمارش باشد . هارون : از چه كسى مىترسى ؟ ابو يوسف : از تو و از كارگزاران و اطرافيان تو مىترسم . هارون : تو در امان هستى ، زبان بگشا و به من بگو چند حديث در فضيلت على عليه السّلام روايت مىكنى ؟ ابو يوسف : پانزده هزار حديث مسند [ داراى سلسله سند ] و پانزده هزار حديث مرسل [ كه سندش تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متّصل نيست ] . واقدى مىگويد : هارون به من متوجّه شد و گفت : تو در اين باره چه مىدانى ؟ گفتم : به همان مقدار كه ابو يوسف گفت . هارون گفت : ولى من فضيلتى را كه با چشم خودم ديده‌ام و با گوشم آن را شنيده‌ام و از همهء روايات شما برترى دارد مىدانم . . . [ آنگاه ماجراى خطيب دمشقى كه بدگوئى از على عليه السّلام مىنمود و به صورت سگ مسخ شد ، را براى آنها شرح داد ] .

3 - مديحه‌سرائى بانوئى كه غيب شد

شيخ صدوق ( ره ) از طبرى نقل مىكند كه حسن بن يحيى دهّان گفت : من در بغداد در نزد قاضى بغداد به نام « سماعه » بودم . روزى يكى از بزرگان بغداد نزد او آمد و گفت : « خدا كار قاضى را اصلاح كند ، من در سالهاى گذشته حجّ خانهء خدا را بجا آوردم و عبورم به كوفه افتاد ، هنگام بازگشت وارد مسجد كوفه شدم ، در آنجا ايستاده بودم و مىخواستم نماز بخوانم ، ناگهان زن باديه‌نشينى را در پيش روى خود ديدم كه روپوشى به سر داشت و عبائى بر دوش افكنده بود و با صداى بلند [ خطاب به على عليه السّلام ] چنين مىگفت :
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 86 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى