تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
متوكّل دستور داد ، چهار هزار دينار ، به آن حضرت دادند ، و همان ساعت ، آن حضرت را با احترام ، به خانه‌اش بازگرداندند « 1 » .

د : تحقّق اخطار و پيش‌بينى امام هادى عليه السّلام

قطب راوندى ( ره ) از زراره ( يا زرافه ) ، دربان متوكّل روايت مىكند : متوكّل خواست در روز جشن سلام ، خود سوار بر مركب گردد ، و امام هادى عليه السّلام پياده به دنبال او حركت كند [ به اين ترتيب خود را بزرگ جلوه دهد و امام را كوچك بنماياند ] . وزيرش به او گفت : « اين كار ، براى تو زشت است ، و موجب بدگوئى مردم به تو خواهد شد ، از اين كار صرف نظر كن » . متوكّل گفت : بايد اين كار انجام شود . وزير گفت : اكنون كه بايد انجام شود ، پس دستور بده تا اشراف و سرلشكرها و سردارها پياده گردند ، و كسى به تو بدگمان نشود كه مقصود تو ( توهين به ) امام هادى عليه السّلام است ، نه غير او . متوكّل ، اين پيشنهاد را پذيرفت ، و اجرا شد ، و آن حضرت مثل سايرين ، پياده به راه افتاد ، فصل تابستان بود ، امام تا دالان خانهء متوكّل رسيد ، بدنش عرق كرده بود ، زراره مىگويد : « من به محضر امام هادى عليه السّلام رفتم و او را دالان خانه نشاندم ، و عرق صورتش را با حوله‌اى پاك كردم ، و گفتم : « مقصود پسر عمويت ( متوكّل ) تنها تو نبودى ، ديگران نيز پياده‌روى كردند ، بنابراين در خاطرت بر او خشم نكن » . امام هادى عليه السّلام فرمود : أيها عنك : « ساكت باش و از اين حرفها دست بردار » .
هامش
( 1 ) روايت شده : آن چنان متوكّل منقلب شد كه عيش او به عزا ، و نرم او به سوگ ، تبديل گرديد ، و جام شراب را محكم بر زمين كوبيد ( بحار الانوار ، ج 50 ، ص 211 ) - مترجم .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 463 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى