تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
حاضران از پاسخ به اين سؤال ، درمانده شدند . واثق گفت : « من كسى را در اينجا حاضر مىكنم ، او جواب اين سؤال را به شما خبر مىدهد » ، آنگاه واثق شخصى را نزد امام هادى عليه السّلام فرستاد و او را به آن مجلس ، حاضر نمود ، و از او پرسيد : « اى ابو الحسن ! هنگام حجّ ، چه كسى موى سر آدم عليه السّلام را تراشيد ؟ » . امام هادى عليه السّلام فرمود : « از شما مىخواهم مرا از پاسخ به اين سؤال معاف بدارى » . واثق گفت : « تو را قسم مىدهم كه خبر دهى » . امام هادى عليه السّلام فرمود : اكنون كه دست‌بردار نيستى ، پدرم از جدّش ، و او از پدرش ، و او از جدّش روايت كردند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به جبرئيل فرمان داده شد تا ياقوتى از بهشت را به زمين ببرد ، جبرئيل ، آن ياقوت را آورده و بر سر آدم عليه السّلام ماليد ، موهاى سر او ريخته شد ، و نور آن ياقوت تا هر جا كه رسيد ، تا همانجا حرم گرديد .

13 - نمونه‌اى از جود و كرم امام هادى عليه السّلام

صاحب كشف الغمّه روايت كرده : روزى امام هادى عليه السّلام از شهر سامرّاء بيرون آمد و به خاطر كار مهمّى به قريه‌اى رفت ، يك فقير اعرابى ( باديه‌نشين ) به در خانهء او آمد ، گفتند : « آقا به فلان روستا ، رفته است » . آن فقير به طرف آن روستا حركت كرد ، وقتى كه به محضر امام هادى عليه السّلام رسيد ، امام به او فرمود : « چه حاجت دارى ؟ » . او عرض كرد : « من مردى از اعراب كوفه هستم كه به ولايت جدّتان امير مؤمنان على عليه السّلام چنگ زده‌ام ( شيعه هستم ) ، وام سنگينى بر عهدهء من است كه تحمّل آن برايم بسى دشوار است ، و كسى را جز تو نيافتم تا آن را ادا كند » . امام هادى عليه السّلام فرمود : دل خوش دار و آرام باش ، سپس آن فقير را به