: « اى ابو هاشم خدا تو و قاطر تو را نيرومند سازد » .
از آن روز به بعد ، ابو هاشم نماز صبح خود را در بغداد مىخواند ، و سوار بر قاطرش مىشد و به راه مىافتاد ، نماز ظهر همان روز به سامرّاء به حضور امام هادى عليه السّلام مىآمد ، و هرگاه مىخواست همان روز با همان قاطر به بغداد بازمىگشت ، و اين از عجيبترين دلائلى است كه ( در مورد نشانهء صدق امامت حضرت هادى عليه السّلام ) ديدهام .
ابو هاشم كيست ؟
[ در روايات فوق ، در چندين مورد ، سخن از ابو هاشم به ميان آمد ] .
ابو هاشم جعفرى همان « داود بن قاسم بن اسحاق بن عبد اللّه بن جعفر بن أبي طالب ( ع ) » است ، از اهالى بغداد بود ، مردى موثّق و عاليمقام است كه از محضر حضرت رضا و حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت امام حسن عسكرى عليهم السّلام و حضرت صاحب الأمر ( عج ) بهرهمند شده است ، و قبلا در شرح حال امام صادق عليه السّلام به پارهاى از مقامات او اشاره شد . او در پيشگاه امامان عليهم السّلام بزرگمردى بلند مقام بود ، و از همهء امامان مذكور عليهم السّلام ، نقل روايت مىكند . داراى اخبار و مسائل و شعرهاى زيبا در شأن امامان عليهم السّلام است . يكى از اشعار او در مدح حضرت هادى عليه السّلام ، اشعار زير است كه آن را در آن هنگام كه امام هادى عليه السّلام بيمار شده بود ، سروده است :
مادت الارض بى و ادّت فؤادى * و اعترتنى موارد العرواء
حين قيل الامام نضو عليل * قلت نفسى فدته كلّ الفداء
مرض الدّين لاعتدالك و اعتلّ * و غارت له نجوم السّماء
عجبا ان منيت بالدّاء و السّقم * و انت الامام حسم الدّاء
انت آسى الادواء فى الدّين * و الدّنيا و محيى الاموات و الاحياء
: « زمين به خاطر ( بيمارى شما ) بر من پريشان شد ، و قلبم سنگين گرديد ، و مراتب لرزش تب ، مرا فرا گرفت .