آنگاه آنها در يك مجلس از « سى هزار مسأله » « 1 » پرسيدند ، و آن حضرت با اينكه نه سال داشت ، پاسخ همهء آنها را داد .
در كتاب « عيون المعجزات » روايت شده : هنگامى كه امام رضا عليه السّلام از دنيا رفت ، امام جواد عليه السّلام در حدود هفت سال داشت ، در بغداد و ساير شهرها ، بين شيعيان در مورد جانشين حضرت رضا عليه السّلام اختلاف شد ، عدّهاى مانند : ريّان بن صلت ، صفوان بن يحيى ، محمّد بن حكيم ، عبد الرّحمن بن حجّاج و يونس بن عبد الرّحمن و جماعتى از بزرگان و معتمدين شيعه ، در خانهء « عبد الرّحمن بن حجّاج » در حالى كه بسيار پريشان بودند نشستند و گريه مىكردند و آههاى جانسوز مىكشيدند ، يونس « 2 » به آنها گفت : « گريه را كنار بگذاريد ، تا ببينيم چه كسى عهدهدار مقام امامت است ، و مسائل خود را از چه كسى بپرسيم ، تا حضرت جواد عليه السّلام بزرگ شود ؟ ! » .
ريّان بن صلت « 3 » برخاست ، و از شدّت ناراحتى دستش را بر گلوى يونس
هامش
( 1 ) در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چطور ممكن است ، در يك مكان و جلسه ، جواب « سى هزار مسأله » داده شود ؟
پاسخ آنكه : علّامه مجلسى ( ره ) در بحار الأنوار ( ج 50 ، ص 93 و 94 ) همين سؤال را مطرح كرده و هفت پاسخ به آن داده است ، سه پاسخ مناسبتر او اينكه :
1 - از كلمات آن حضرت ، پاسخ به سى هزار سؤال ، استنباط مىشد .
2 - منظور ، جواب آن حضرت در يك مكان ، در چند روز بوده است .
3 - آنها سؤالات خود را در طومارها و نامهها نوشته بودند ، و حضرت جواد عليه السّلام از روى اعجاز ، تمام سؤالات آنها را در آن طومارها و نامهها ، مرقوم فرموده بودند ( مترجم ) .
( 2 ) يونس بن عبد الرّحمن ، غلام آزادشدهء على بن يقطين ، در ميان اصحاب ما داراى مقام ارجمند بود ، و از امام كاظم و امام رضا عليهما السّلام نقل روايت مىكند . حضرت رضا عليه السّلام در علم و فتوا دادن ، به او اشاره كرده است ، و او وكيل امام رضا عليه السّلام بود ، و امام رضا عليه السّلام مال بسيارى به او داد ، ولى او آن را نگرفت . او تا آخر عمر ، در راه حقّ ، استوار بود و در سال 280 ه ق از دنيا رفت .
( 3 ) ريّان بن صلت بغدادى قمّى ، اصلا از اهالى خراسان بود . از امام رضا عليه السّلام نقل روايت