تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
در اين وقت عبد اللّه به موسى ( ع ) عموى امام جواد عليه السّلام كه پيرمردى بزرگوار و دانشمند بود ، وارد مجلس شد ، لباس خشن در تن داشت ، و آثار سجده در پيشانيش ديده مىشد ، امام جواد عليه السّلام در حالى كه پيراهن و ردائى از كتان در تن داشت و كفش سفيد در پايش بود ، از حجره بيرون آمد ، و وارد آن مجلس شد ، عبد اللّه برخاست و از او استقبال كرد و بين دو چشمش را بوسيد ، و شيعيان حاضر ، به احترام او برخاستند ، و آن حضرت بر كرسى ( صندلى ) نشست ، و حاضران از روى حيرت و تعجّب در مورد خردسالى آن حضرت ، به همديگر نگاه مىكردند ، در اين هنگام يكى از حاضران ، سكوت را درهم شكست و به عبد اللّه عموى امام جواد عليه السّلام گفت : « خدا كارت را سامان بخشد ، چه مىگوئى در مورد مردى كه با حيوانى آميزش نموده است ؟ » . عبد اللّه : « دست راستش ، قطع مىشود ، و حدّ بر او جارى مىگردد » . حضرت جواد عليه السّلام از اين پاسخ عمويش ، در خشم شد ، و به او رو كرد و فرمود : « اى عمو ! از خدا بترس ، و پرهيزكار باش ، بسيار بزرگ است كه در قيامت در پيشگاه خدا بايستى ، و خدا به تو بفرمايد : چرا از روى جهل و ناآگاهى ، فتوا دادى ؟ » . عبد اللّه گفت : « اى آقاى من ، آيا پدرت ، در اين مسأله اين گونه كه گفتم ، نفرمود ؟ » . امام جواد : از پدرم اين سؤال را كردند كه مردى ، قبر زنى را نبش كرده ، و با او آميزش نموده است ، پدرم فرمود : دست راستش به خاطر نبش قبر ، قطع مىشود ، و سپس حدّ زنا بر او جارى مىگردد ، زيرا احترام ميّت مانند احترام زنده است . عبد اللّه عرض كرد : « درست فرمودى اى سرور من ، و من از درگاه خدا طلب آمرزش مىكنم » . حاضران از پاسخ امام جواد عليه السّلام تعجّب كردند ، و عرض نمودند : « اى سرور ما ! آيا اجازه مىدهى ، ما از شما سؤال كنيم ؟ » . امام جواد : آرى بپرسيد .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 407 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى