تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
برخاستند و به استقبالش شتافتند و به او سلام كردند ، آن حضرت در حالى كه دو پيراهن در تن داشت ، و عمّامه با دو تحت الحنك بر سر نهاده بود ، و كفشى در پا نموده ، وارد گرديد و نشست و همهء حاضران در سكوت بودند ، آنگاه صاحب مسأله برخاست و چند مسأله پرسيد ، و امام جواد عليه السّلام جواب آنها را طبق حكم الهى بيان داشت ، شيعيان خوش‌حال شدند ، و او را مدح كرده و ستودند و گفتند : « عموى شما عبد اللّه ، چنين و چنان ، فتوا داد » ، حضرت جواد عليه السّلام فرمود : لا إله الّا اللّه ! اى عمو ! در پيشگاه خدا بزرگ است كه در قيامت در برابرش توقّف كنى ، او به تو بگويد چرا از روى جهل ، در بين بندگانم فتوا دادى ، و فى الامّة من هو اعلم منك : « با اينكه در ميان امّت كسى كه آگاهتر از تو بود ، وجود داشت » .

5 - پاسخ جالب به يك سؤال

از « عمر بن فرج زخجّى » روايت شده كه گفت : به امام جواد عليه السّلام عرض كردم : « شيعيان شما ادّعا مىكنند كه تو تمام آب دجله و وزن آن را مىدانى » ، و ما با حضرت جواد عليه السّلام در كنار دجله بوديم ، امام جواد عليه السّلام به من فرمود : « آيا خداوند قدرت آن را دارد كه علم به آب دجله را به پشّه‌اى از مخلوقاتش بدهد يا نه ؟ » . گفتم : « خدا قدرت دارد » . فرمود : « من در نزد خدا از يك پشّه ، بلكه از غالب مخلوقات او گرامىتر هستم » .

6 - نمونه‌اى از لطف و محبّت حضرت جواد عليه السّلام به شيعيان

شيخ كلينى ( ره ) از مردى از دودمان بنى حنيفه از اهالى بست [ شهرى بين سيستان و غزنين ] روايت كند كه گفت : در اوّلين سال خلافت معتصم ( هشتمين
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 410 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى