تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
ابو جعفر ( حضرت جواد عليه السّلام ) سؤال كنم ؟ » . مأمون : از خود او اجازه بگير . يحيى به آن حضرت رو كرد و گفت : « قربانت گردم ، اجازه بده تا مسأله‌اى را از تو بپرسم » . امام جواد : بپرس . يحيى : دربارهء شخصى كه در حال احرام ، شكارى را بكشد چه مىفرمائى ؟ امام جواد : آيا در حل ( خارج از حرم ) كشته يا در حرم ؟ - به مسأله و حكم ، آگاه بوده ، يا ناآگاه ؟ ، از روى عمد كشته يا از روى خطا ؟ ، آن شخص آزاد بوده يا بنده ؟ ، كوچك بوده يا بزرگ ؟ ، نخستين بار او بوده يا قبلا نيز چنين كارى انجام داده ؟ ، آن شكار از پرندگان بوده يا غير آن ؟ ، از شكارهاى كوچك بوده يا بزرگ ؟ ، بازهم از چنين كارى باكى ندارد يا پشيمان شده ؟ ، در شب بوده يا در روز ؟ ، در حال احرام عمره بوده يا احرام حجّ ؟ ، [ كداميك از اين اقسام بيست و دوگانه بوده ؟ زيرا حكم هر كدام جدا است ] . يحيى ، در مقابل اين سؤال ، متحيّر شد ، و آثار درماندگى از چهره‌اش آشكار گشت ، و زبانش به لكنت افتاد ، به طورى كه حاضران ، ناتوانى او را در برابر حضرت جواد عليه السّلام دريافتند . مأمون گفت : خداوند را بر اين نعمت سپاسگزارم كه آنچه من انديشيده بودم همان شد ، سپس به افراد خاندان خود نگاه كرد و گفت : آيا دانستيد آنچه را نمىپذيرفتيد ( بىاساس بود ) ، آنگاه مأمون به حضرت جواد عليه السّلام رو كرد و گفت : « آيا خودت ( از دختر من ) خواستگارى مىكنى ؟ » . حضرت جواد عليه السّلام فرمود : « آرى ، اى امير مؤمنان » . مأمون : خواستگارى كن و خطبه را براى خودت بخوان قربانت گردم ، زيرا من تو را به دامادى خود پسنديدم و دخترم امّ الفضل را به همسرى تو درآوردم ، اگر چه گروهى را اين كار خوش نيايد .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 403 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى