پاسخ مأمون ، و پيشنهاد آزمايش نمودن امام جواد عليه السّلام
مأمون در پاسخ به اعتراض بنى عبّاس گفت : « اما آنچه كه بين شما و فرزندان ابو طالب است ، علّتش خود شما هستيد ، و اگر شما به ايشان ، انصاف دهيد ، آنها به مقام ( خلافت ) سزاوارتر هستند ، اما كردار خلفاى پيشين با آنها ( كه يادآورى كرديد ) همانا آن خلفاء با آن كردار قطع رحم كردند ، پناه مىبرم به خدا كه من نيز همانند آنان ، كارى انجام دهم ، سوگند به خدا من از آنچه نسبت به وليعهدى حضرت رضا عليه السّلام انجام دادم ، هيچ پشيمان نيستم ، و براستى من از او خواستم كه كار خلافت را بدست بگيرد ، و من از خودم ، آن را دور سازم ، ولى او خوددارى كرد و مقدّرات خداوندى چنان كرد كه ديديد .
و امّا علّت اينكه من حضرت جواد عليه السّلام را براى دامادى خود برگزيدم ، بواسطهء برتر بودن او با خردساليش در علم و دانش ، بر همهء دانشمندان زمان است ، و براستى دانش او شگفتانگيز است و من اميدوارم كه آنچه را كه من از او مىدانم براى شما و مردم ، آشكار كند تا بدانند كه رأى صحيح ، همان است كه من دربارهء او زدهام » .
آنان در پاسخ مأمون گفتند : « همانا اين جوان خردسال ، گرچه رفتار و كردارش تو را به شگفتى واداشته ، و شيفتهء خود كرده ، ولى ( هر چه باشد ) او كودكى است كه معرفت و فهم او اندك است ، پس او را مهلت ده و درنگ كن تا دانشمند شود ، و در علم دين فقيه گردد ، و دانش بجويد ، آنگاه پس از آن ، هر چه خواهى دربارهء او انجام ده » .
مأمون گفت : واى به حال شما ، من به اين جوان ، از شما آشناترم ، و بهتر از شما او را مىشناسم ، اين جوان از خاندانى است كه دانش ايشان از خدا است ، و به علم ژرف و نامحدود الهى و الهامات او پيوند خورده است ، و همواره پدرانش در علم دين و ادب از همگان بىنياز بودند ، و دست ديگران از رسيدن به حدّ كمال ايشان كوتاه ، و نيازمند به درگاه آنان بودهاند ، اگر مىخواهيد او را آزمايش كنيد ، تا