تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
جنازهء امام رضا عليه السّلام امروز خارج نمىشود » . مردم متفرّق شدند ، جنازهء آن حضرت را شبانه غسل دادند و به خاك سپردند [ به اين ترتيب ، آن بزرگوار ، مظلومانه و شبانه و غريبانه به خاك سپرده شد ] « 1 » .

وصيّت عجيب امام رضا عليه السّلام به هرثمة بن اعين

سيّد شبلنجى در كتاب نور الأبصار ، از « هرثمة بن اعين » ، كه از خدمتكاران خليفه ( مأمون ) و عهده‌دار خدمت به حضرت رضا عليه السّلام بود ، چنين نقل مىكند : « روزى مولايم ، حضرت رضا عليه السّلام مرا طلبيد و فرمود : « اى هرثمه ! من رازى به تو مىگويم كه بايد تا زنده هستم ، آن را به كسى نگوئى ، و اگر آن را هنگام زنده بودن من ، آشكار نمائى ، در نزد خدا ، دشمن تو خواهم بود » ، من سوگند ياد كردم كه آن راز را در مدّت زندگيش به احدى نخواهم گفت . آن حضرت به من فرمود : « بدان اى هرثمه ! ، رحلت من نزديك شده ، و به زودى به پدران و اجدادم مىپيوندم ، تقدير زندگى من به آخر رسيده ، انگور و انار كوبيده به من مىخورانند ، و من بر اثر آن ، از دنيا مىروم ، سپس خليفه ( مأمون ) تصميم مىگيرد تا قبر مرا پشت قبر پدرش هارون ، دفن كند ، ولى خداوند قدرت انجام اين كار را به او نمىدهد ، و زمين براى آنان به قدرى سخت خواهد شد كه كلنگ و وسائل ديگر ، از كار بازمىمانند ، و مردم قدرت كندن آن مكان را پيدا نمىكنند . اى هرثمه ! بدان كه محلّ قبر من در فلان قسمت از لحد فلانى ( جانب قبله ) است » . آن محل را تعيين كرد ، آنگاه فرمود : « هنگامى كه از دنيا رفتم ، و مرا غسل دادند و كفن نمودند ، مأمون را از اين سخنانى كه به تو گفتم آگاه كن ، تا در مورد من آگاه باشد ، وقتى كه جنازه‌ام در تابوت قرار گرفت و مأمون خواست بر من نماز بخواند ، به او
هامش
( 1 ) علماى شيعه و سنّى اختلاف نظر دارند كه آيا مأمون ، قاتل امام رضا عليه السّلام بوده يا نه ؟ بلكه او به مرگ خدائى از دنيا رفته است ؟ . علّامهء مجلسى ( ره ) پس از گفتارى مىگويد : « حقّ همان رأى است كه مرحوم صدوق و شيخ مفيد و علماى بزرگ ديگر ( ره ) از علماى شيعه اختيار كرده‌اند كه آن حضرت بر اثر زهرى كه مأمون به او خورانيد به شهادت رسيد » ( بحار الانوار ، ج 49 ، ص 313 ) - مترجم .