14 -
تشييع جنازهء محترمانه توسّط سليمان بن جعفر
روايت شده : جنازهء امام كاظم عليه السّلام را به مركز پاسبانان و نگهبانان دولتى آوردند . سندى بن شاهك ، چهار نفر را مأمور كرد كه فرياد مىزدند : « اى مردم ! هر كس مىخواهد ، موسى بن جعفر عليه السّلام را بنگرد ، به اينجا بيايد » .
سليمان بن ابى جعفر [ از فرزندان منصور دوانيقى ، و عمومى هارون ] از قصر خود كه در كنار شطّ بود ، خارج شد ، صيحه و فرياد را شنيد ، از پسران و غلامانش پرسيد : « چه خبر است ؟ » .
جريان را گفتند . سليمان گفت : احتمال دارد كه در جانب غربى بغداد نيز ( جنازه را ببرند و جار بكشند و ) چنين كنند ، وقتى كه جنازه را از روى جسر عبور دادند ، همه شما با غلامان خود به آنجا هجوم ببريد ، و جنازه را از دست آنها بگيريد ، اگر از دادن جنازه امتناع ورزيد ، آنها را سركوب كنيد ، و اسلحه و آلات جنگى آنها را در هم بشكنيد .
وقتى كه اطرافيان سندى بن شاهك ، جنازه را از روى جسر ، عبور مىدادند ، فرزندان و غلامان سليمان به سر رسيدند ، و جنازه را از دست آنها گرفتند ، و آنها را سركوب كرده و آلات جنگى آنها را در هم شكستند ، و جنازه را بر سر چهار راه نهادند ، و اشخاصى از طرف آنها فرياد مىزدند : « اى مردم ! هر كس مىخواهد طيّب بن طيّب ( پاك پسر پاك ) را بنگرد ، به اينجا بيايد ، مردم آمدند و جنازهء آن حضرت را غسل داده و با حنوط نفيس حنوط كردند ، و با كفنى كه از برد يمنى بود ، و دو هزار و پانصد دينار ، براى آن خرج كرده بودند ، و همهء قرآن را بر آن نوشته بودند ، بدن آن حضرت را پوشاندند ، و سليمان با پا و سر برهنه ، و گريبان چاك زده ، در پاى جنازهء آن حضرت به راه افتاد ، تا اينكه جنازه را به قبرستان قريش ، در باب
هامش
خود را در مورد زهر دادن به امام كاظم عليه السّلام كتمان نموده و مردم را اغفال كنند ، تا مردم بر ضدّ آنها شورش ننمايند ( مترجم )