التّين آوردند ، و اين قبرستان از قديم ، مخصوص بنى هاشم و اشراف بود ، و آن حضرت را در آنجا به خاك سپردند ، اين حادثه را در ضمن نامهاى به هارون ، خبر دادند ، هارون نامهاى براى سليمان نوشت كه :
« اى عمو ! صلهء رحم كردى ، خداوند جزاى نيك به تو دهد ، سوگند به خدا ، سندى بن شاهك لعنت خدا بر او ، اين كارها را به فرمان ما ، انجام نداده است » « 1 » .
15 -
نگاهى ديگر ، بر تاريخ زندگى و شهادت امام كاظم عليه السّلام
شيخ اجلّ ، حسن بن موسى نوبختى ( ره ) در كتاب « الفرق » مىنويسد : امام كاظم عليه السّلام در سال 128 ه ق ، و به گفتهء بعضى در سال 129 ه ق چشم به جهان گشود ، و هارون او را در سال 179 ه ق ده روز به آخر ماه شوّال مانده ، از مدينه به عراق روانه ساخت ، هارون در آن سال پس از انجام عمرهء ماه رمضان به مدينه وارد شد ، سپس براى انجام حجّ به مكّه بازگشت ، و موسى بن جعفر عليه السّلام را با خود به مكّه برد ، و هنگام مراجعت ، از راه بصره حركت كرد ، و آن حضرت را وارد بصره نموده ، و نزد عيسى بن جعفر بن منصور ( پسر عموى خود ) زندانى كرد ، سپس او را از بصره به سوى بغداد آورد ، و آن حضرت را در زندان سندى بن شاهك محبوس نمود ، و آن حضرت در 25 ماه رجب سال 183 ه ق در سن 54 يا 55 سالگى ، در زندان از دنيا رفت ، و در قبرستان قريش ، به خاك سپرده شد .
و گفته مىشود كه در روايتى نقل شده ، آن حضرت را مطابق وصيّتش با همان زنجيرها ( ئى كه در زندان او را با همانها شكنجه مىدادند ) دفن كردند ، و آن بزرگوار ، 35 سال امامت كرد .
هامش
( 1 ) مترجم گويد : به احتمال قوى ؛ اين امور ، از سليمان ، و تقدير هارون از او ، همه و همه نيرنگ و خيمه شب بازى ، براى اغفال مردم ، و سرپوش نهادن بر جنايت بزرگ هارون و اطرافيانش بود ، تا چند صباحى بتوانند بر گردهء مردم سوار باشند ، و اين نيز مظلوميت ديگرى بود كه سردمداران زر و زور و تزوير ، بر آن حضرت ، وارد ساختند ، تا خون آن حضرت را لوث و پايمال نمايند .