تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
و در كتاب « الدرّ النّظيم » آمده : آن حضرت در بغداد در قبرستان قريش ، در بقعه‌اى كه قبل از وفاتش ، آن را خريده بود ، به خاك سپرده شد « 1 » . 16 -

امام رضا عليه السّلام به طور ناشناس در كنار جنازهء پدر

شيخ كلينى ( ره ) به سند خود ، از مسافر [ خدمتكار خانهء امام كاظم عليه السّلام ] نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه امام كاظم عليه السّلام را [ به فرمان هارون به بغداد ] بردند ، آن حضرت به فرزندش امام رضا عليه السّلام فرمود : « هميشه تا وقتى كه زنده‌ام ، در خانهء من بخواب ، تا هنگامى كه خبر ( وفات من ) به تو برسد » . ما هر شب بستر حضرت رضا عليه السّلام را در دالان خانه مىانداختيم ، و آن حضرت بعد از شام مىآمد و در آنجا مىخوابيد ، و صبح به خانهء خود مىرفت ، اين روش تا چهار سال ادامه يافت ، در اين هنگام شبى از شبها بستر حضرت رضا عليه السّلام را طبق معمول انداختند ، ولى او دير كرد و تا صبح نيامد ، اهل خانه نگران و هراسان شدند ، و ما نيز از نيامدن آن حضرت ، سخت پريشان شديم ، فرداى آن شب ديديم آن حضرت آمد و به امّ احمد ( كنيز برگزيده و محرم راز امام كاظم عليه السّلام ) رو كرد و فرمود : « آنچه پدرم به تو سپرده نزد من بياور » . امّ احمد [ از اين سخن دريافت كه امام كاظم عليه السّلام وفات كرده است ] فرياد كشيد و سيلى بر صورتش زد و گريبانش را چاك نمود و گفت : « به خدا مولايم وفات كرد » . حضرت رضا عليه السّلام جلو او را گرفت و به او فرمود : « آرام باش ، سخن
هامش
( 1 ) خطيب ، مؤلّف تاريخ بغداد ( متوفّى 463 ه ق ) كه از بزرگان علماى اهل تسنّن است ، در مورد امام كاظم عليه السّلام مىنويسد : « آن حضرت در زندان از دنيا رفت و در قبرستان « شونيز » بيرون بقعه ، به خاك سپرده شد ، و قبرش مشهور است ، و مردم آن را زيارت مىكنند ، روى قبرش ، بارگاه عظيمى است كه در آن قنديل‌هاى طلا و نقره و انواع آلات و فرش‌هاى بسيار وجود دارد ، و محل قبر در ناحيهء غربى بغداد است ، خداوند ما را از محبّان او و پدران گرامش قرار دهد ، و هنگامى كه در زندان بود ، زندانبان او « سندى بن شاهك » ، جدّ « كشاجم » ، شاعر مشهور بود ، خدا آگاهتر و استوارتر است ( مؤلّف )