روز قبل از شهادت امام كاظم عليه السّلام نزدش رفتم ، به من فرمود : « من ناچار مىميرم ، وقتى كه جنازهام را به خاك سپردى ، در بغداد توقّف نكن ، به مدينه برو و اين امانتها را همراه خود به مدينه ببر ، و به على بن موسى عليه السّلام [ امام رضا عليه السّلام ] برسان ؛
فهو وصيّى و صاحب الامر بعدى
: « او وصىّ من ، و امام بعد از من است » .
من به دستور آن حضرت عمل كردم و امانتها را به حضور امام رضا عليه السّلام رساندم .
8 - آخرين سخن امام كاظم عليه السّلام و غسل و كفن او
شيخ مفيد ( ره ) در ارشاد ، مىنويسد : روايت شده ؛ وقتى كه لحظات آخر عمر امام كاظم عليه السّلام فرا رسيد ، به سندى بن شاهك ( زندانبان ) فرمود :
« دوستى در بغداد دارم كه از اهالى مدينه است ، و خانهاش مجاور خانهء عباس بن محمّد در محل « مشرعة القصب » مىباشد ، او را حاضر كن تا سرپرستى غسل و كفن مرا به عهده بگيرد ، و او انجام داد .
سندى بن شاهك مىگويد : از امام كاظم عليه السّلام خواستم ، به من اجازه بدهد ، تا خودم او را كفن كنم .
آن حضرت به من ، اين اجازه را نداد ، و فرمود : « ما خاندانى هستيم كه مهريّهء زنانمان ، و مخارج اوّلين حجّ ما ، و كفن مردگان ما از مال پاك خودمان مىباشد ، و كفن من نزد خودم موجود است « 1 » ، و مىخواهم عهدهدار غسل و كفن و دفن من ، فلان دوستم باشد »
پس همان شخص كه نام برده بود ، حاضر شد و كارهاى مزبور را انجام داد .
هامش
( 1 ) و اين درس آموزنده از خاندان رسالت است ، كه مؤمنين كفن خود را قبل از مرگ از مال حلال خود ، تهيه كرده و آماده سازند ( مترجم )