مىرسم ، ولى مسموم شدهام ، و در آخر همين روز ، رنگم به سختى قرمز مىشود ، و روز بعد رنگم شديدا زرد مىگردد ، و روز سوّم ، رنگم سفيد مىگردد ، و آنگاه به جوار رحمت و رضوان حقّ مىشتابم » .
5 - لرزيدن سندى بن شاهك در حضور هشتاد نفر از علماء ، بر اثر گفتار امام كاظم عليه السّلام
شيخ صدوق ( ره ) از حسن بن محمّد بشّار نقل مىكند كه گفت : يكى از شيوخ و بزرگان اهل تسنّن كه مورد قبول آنها است و از اهالى « قطيعة الرّبيع » است نقل كرد : من با بعضى از بنى هاشم كه مردم به فضل او اعتراف داشتند ، ملاقات كردم ، كه هيچ كس را در عبادت و علم ، مانند او نديده بودم .
گفتم : « چه كسى را با چه حال ديدهاى ؟ » .
گفت : در زمان سندى بن شاهك ( عصر حكومت هارون ) ما را كه هشتاد نفر از شخصيّتهاى نيك بوديم ، در خانهاى جمع كردند ، در آنجا به حضور موسى بن جعفر عليه السّلام رفتيم ، سندى بن شاهك به ما رو كرد و گفت :
« اى مردم ! اين مرد را بنگريد ، آيا به او آسيبى رسيده است ؟ زيرا مردم گمان مىكنند كه به او آسيبى رسيده ، و در اين باره ، زياد حرف مىزنند ، ببينيد ؛ اين منزل و فرش وسيع او است كه هيچگونه تنگى در آن نيست ، و امير مؤمنان ( هارون ) قصد سوئى نسبت به او ندارد ، بلكه انتظار مىرود كه امير مؤمنان ( هارون ) به اينجا بيايد و با ايشان ( امام كاظم عليه السّلام ) مناظره كند ، اينك اين شخص را بنگريد كه سالم است و در خانهء وسيع جاى دارد و در همهء امور در وسعت است ، خودتان احوالش را از خودش بپرسيد » .
آن شيخ گفت : ما توجّهى جز نگاه به سيماى او ( امام كاظم عليه السّلام ) و فضل و آثار عبادت او نداشتيم [ سيماى نورانى آن حضرت ، ما را تحت الشّعاع قرار داده بود ] .