آن حضرت از عابدان بزرگ ، و زاهدان سترگ و از كسانى بود كه قلبش سرشار از خوف خدا بود ، بسيار سخن مىگفت ، خوش مجلس بود ، و وجودش ، بركت و منافع بسيار براى مردم داشت . هنگامى كه مىفرمود : قال رسول اللّه ( رسول خدا فرمود ) [ به احترام نام مبارك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ] گاهى رنگش سبز مىشد ، زمانى رنگش زرد مىشد ، و به گونهاى دگرگون مىگرديد كه حتّى كسانى كه او را مىشناختند ، به نظر آنها ناآشنا مىآمد .
شدّت خشوع خوف امام صادق عليه السّلام در پيشگاه خدا
انس بن مالك مىگويد : يك سال همراه آن حضرت به سفر حجّ رفتم ، وقتى كه شترش هنگام احرام ايستاد ، آنچنان حالت معنوى پيدا كرد كه وقتى خواست لبّيك » بگويد ، صدا در حلقش بريده شد ، و آنچنان منقلب گرديد كه نزديك بود از پشت مركب به زمين بيفتد .
عرض كردم : « اى پسر رسول خدا ! بگو « لبيك » ، كه لازم است بگوئى » ، در پاسخ فرمود : اى پسر ابو عامر !
كيف اجسر ان اقول : لبّيك اللّهمّ لبّيك ، و اخشى ان يقول عزّ و جلّ : لا لبّيك و لا سعديك
: « چگونه جسارت كنم كه بگويم : لبّيك اللّهمّ لبّيك ( آمدم به سوى تو اى خدا ، فرمان و پيام تو را پذيرفتم اى خدا ) ، از آن ترس دارم كه خداوند در پاسخ من بفرمايد : لا لبّيك و لا سعديك : « تو را نمىپذيريم و تو در درگاه ما ، راه ندارى » .
اعتراف دشمن به عظمت مقام امام صادق عليه السّلام
در كتاب توحيد مفضّل نقل شده : هنگامى كه مفضّل بن عمر ( يكى از شاگردان برجستهء امام صادق عليه السّلام ) با « ابن ابى العوجاء » [ يكى از منكران خدا ] روبرو مىشد ، و بعضى از مطالب كفرآميز را از او مىشنيد ، نمىتوانست خشم خود را كنترل كند ، بر سر او فرياد مىكشيد و مىگفت : « اى دشمن خدا ! دين