« اى گروه مردم ! هر كس مرا مىشناسد كه نيازى به معرّفى خودم براى او نيست ، و هر كس مرا نمىشناسد ، خود را به او مىشناسانم . من رضوان « خازن بهشت » هستم ، آگاه باشيد خداوند به نعمت سرشار ، و فضل و كرم و جلال خود به من فرمان داده تا كليدهاى بهشت را به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بدهم ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله به من فرمان داده تا آن كليدها را به على عليه السّلام بدهم ، گواه باشيد كه من مأموريت خود را انجام دادم .
سپس فرشتهاى كه يك پلّه از فرشتهء اوّل پائينتر قرار گرفته ، برخاسته و فرياد مىزند ، به گونهاى كه همهء اهل محشر ، صداى او را مىشنوند ، مىگويد :
« اى مردم ! هر كس مرا مىشناسد كه نيازى به معرّفى براى او نيست ، و هر كس مرا نمىشناسد ، من خود را معرّفى مىكنم ، من « مالك ؛ خازن دوزخ » هستم .
آگاه باشيد خداوند به نعمت سرشار و فضل و كرم و جلالش به من فرمان داده كه كليدهاى دوزخ را به محمّد صلّى اللّه عليه و آله بدهم ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله به من فرمان داده كه اين كليدها را به على عليه السّلام بسپارم ، گواهى دهيد كه من مأموريّت خود را انجام دادم ، آنگاه كليدهاى بهشت و دوزخ را مىگيرم » .
سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى على ! تو بالاى دامن مرا مىگيرى ، و اهل بيت تو [ امامان ] بالاى دامن تو را مىگيرند ، و شيعيان تو بالاى دامن آنها را مىگيرند .
على عليه السّلام افزود : هنگامى كه سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به اينجا رسيد ، من دستم را روى دستم زدم و عرض كردم : « اى رسول خدا ! آيا پس از آن به بهشت مىرويم ؟ » .
فرمود : « سوگند به پروردگار كعبه آرى » .
اصبغ مىگويد : پس از اين دو حديث ( فوق ) ، ديگر حديث از مولايم على عليه السّلام نشنيدم ، و آن حضرت رحلت كرد - درودهاى خدا بر او باد - .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٠٤