تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

11 - نظريّهء طبيب

ابو الفرج [ مورّخ معروف ] مىنويسد ؛ پزشكهاى كوفه را براى درمان على عليه السّلام جمع كردند ، هيچ‌كدام از آنها براى درمان زخم سر على عليه السّلام آگاه‌تر از « اثير بن عمرو بن هانى » نبودند . او طبيب ماهرى بود و كرسى طبابت داشت و جراحات را درمان مىكرد . او يكى از چهل غلامى بود كه خالد بن وليد در « عين التّمر » [ شهرى كه در جانب غربى بيابان فرات واقع شده بود ] به اسارت گرفته بود . اثير بن عمرو ، به بالين على عليه السّلام آمد ، به محلّ زخم سر على عليه السّلام نگريست ، شش گوسفندى را كه تازه و گرم باشد طلبيد ، شش را حاضر كردند . او رگى از آن را بيرون آورد و آن را در درون زخم نهاد ، و در آن دميد ( يا آن را مكيد ) و سپس آن را بيرون آورد ، و به آن نگاه كرد ، ديد سفيدى اجزاى مغز در آن ديده مىشود . عرض كرد : « اى امير مؤمنان ، وصيّتهاى خود را بكن ، زيرا ضربت دشمن خدا ( ابن ملجم ) به مغز رسيده است ! » .

12 - وصيّت على عليه السّلام در شب بيست و يكم

در كتاب « الدّرّ النّظيم » « 1 » روايت شده : اصبغ بن نباته گفت : على عليه السّلام در شب آخر عمر ، حسن و حسين عليه السّلام را به حضور طلبيد ، و به آنها فرمود : « روح من امشب قبض خواهد شد و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىپيوندم ، سخن [ و وصيّت ] مرا بشنويد و آن را به خاطر بسپاريد . اى حسن ! تو وصىّ من هستى ، و بعد از من متصدّى امر امامت مىباشى ، و تو اى حسين ! در وصيّت من با حسن عليه السّلام شركت دارى ، تا حسن عليه السّلام سخن مىگويد ، تو ساكت باش ، و تا زنده است از امر او پيروى كن ، و پس از آنكه از دنيا رفت ، ناطق و راهنماى بعد از او و عهده‌دار امر امامت تو هستى ، و شما را به تقواى الهى سفارش
هامش
( 1 ) تأليف شيخ يوسف بن حاتم شامى .