تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
- اى زن - من مىترسم كه در حفظ و نگهدارى از همسرم كوتاهى كرده باشم . به همين خاطر از تو مىخواهم كه براى من طلب عفو و بخشش نمائى . آن زن در جواب گفت : خدا تو را ببخشد . سپس برادر اين مرد جلو آمده و به آن زن گفت : هنگاميكه برادرم براى انجام مأموريتى به سفر رفته بود - و همسرش را به من سپرد - من همسر برادرم را به گناه دعوت نمودم . اما او از ارتكاب گناه امتناع ورزيده و دست رد بر سينه‌ام زده و دامن خود را به گناه آلوده نساخت . سپس من بنزد پادشاه رفتم و به دروغ گواهى دادم كه او مرتكب فحشا شده است . آنگاه پادشاه به من دستور داد تا همسر برادرم را سنگسار نمايم . من نيز او را سنگسار نمودم . من بخاطر ارتكاب اين گناه از تو مىخواهم كه براى من طلب عفو و بخشش كنى . آن زن به او گفت : خدا تو را ببخشد . سپس راهب آن دير جلو آمده و به آن زن گفت : من آن زن را شبانه از دير خود بيرون كردم . مىترسم كه او طعمهء درندگان شده باشد . به همين خاطر از تو مىخواهم كه براى من طلب عفو و بخشش نمائى . آن زن به او گفت : خدا تو را ببخشد .
شرح
ثمّ أقبلت على زوجها فقالت : اسمع . ثمّ تقدّم الديراني . و قصّ قصّته . و قال : أخرجتها بالليل . و أنا أخاف أن يكون قد لقيها سبع فقتلها . فقالت : غفر اللَّه لك . اجلس .