هم بخشى از پشته را كه ارتفاعش بيش از 36 متر بود و هم دامنهء آن را كه تنها 32 متر ارتفاع داشت دربر مىگرفت . با اين حال سازندگان اين بارو از اين نكته غفلت نكرده بودند كه خط مرزى نقطهء كم ارتفاع را كه از جانب شرق بين شهر و پنجهء آبرفتى دياله كشيده شده باز بگذارند .
وقتى كه آب بالا مىآمد شالودهء خانههاى ساخته شده بر كنار دجله خود براى جلوگيرى از سيلاب كفايت مىكردند چنان كه امروزه نيز چنين است : به طرف شمال شرقى كه سرريز طغيانها از معبرى تنگ كه عرضش از 33 ر 32 متجاوز نيست عبور مىكند . سيلابها به حصار شهر مىرسيد كه مردم دروازههاى آن را با كيسههاى شن مسدود ساخته بودند و شهر از دو سوى كاملا در حلقهء كمربندى دو تنداب قرار مىگرفت كه در جنوب شبه جزيرهء كراده به هم مىپيوستند .
اين وضعيت تا قرن نوزدهم همچنان بىدگرگونى برقرار ماند . در 1221 / 1806 مدحت پاشا ، كه دوران كوتاه ولايتش در بغداد ابتكارات مفيدى از خود نشان داد ، حصار شهر را ويران كرد و به جاى آن در محل خندقهاى قديمى سيلبندى بنا كرد . يكى از جانشينان وى به نام نديم پاشا كه مقاصدى جاهطلبانهتر داشت خواست تا گرداگرد شهر منطقهء كمربندى وسيعى بسازد كه از خطر سيل در امان باشد . بدين منظور ساختمان سدى را به طول يازده كيلومتر شروع كرد كه از روستاى سليح واقع در شمال بغداد سر مىگرفت و به طول يك كيلومتر مسيرى غربى - شرقى را مىپيمود ، آنگاه به سوى شرق و جنوب شرقى دو شاخه مىشد و از آنجا به سوى جنوب مىپيچيد . ايجاد اين سد كه ساختمانش هيچگاه كامل نشد و به پايان نرسيد و بعدا نيز در آن شكافهايى باز شد كارى كاملا خطا بود زيرا ضرورت جريان يافتن
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص١٠٠