نمىتوان مذهب دانست ، بلكه بايد حرص و طمع شمرد .
اگر چه شيعيان ايران غالبا با مبلغان مسيحى دربارهء مباحث فلسفى يا مذهبى بحث مىكردند و حتى به تبليغات آنها گوش مىدادند ، ولى چنان كه گفتيم بسيار نادر بود كه به آيين عيسوى در آيند . از طرف ديگر ، پدران ، كودكان بيمار خود را نزد مبلغان مىآوردند ، به اميد اين كه شفا يابند . زيرا بسيارى از اين اشخاص معلومات طبى نيز داشتند . گذشته از اين ، پدران مذكور اعتراضى نمىكردند كه كودكانشان غسل تعميد بيابند . مىگويند يكى از كشيشان كارملى بيش از سه هزار كودك ايرانى را غسل تعميد داد . « 1 »
تعداد پروتستانهاى ايران از كاتوليكها بسيار كمتر بود ، و معمولا در خدمت دو كمپانى هند شرقى متعلق به انگليس و هلند كار مىكردند و هر كدام از اين دو كمپانى داراى كشيشى در اصفهان بودند . چند نفر از پيروان كالون نيز مانند ژاكوب روسو اهل ژنو و گاهى يك نفر فرانسوى پروتستان در خدمت شاه به سر مىبردند .
از نقطه نظر مذهبى ، دشمنى و عداوتى ميان پروتستانهاى ايران و ساير عيسويان در اين كشور وجود نداشت ، و مىتوان گفت كه روابط آنها دوستانه بود . « 2 » تا آنجا كه مىتوان حدس زد ،
هامش
عليه خانوادهء شريمان اقامهء دعوى نمود و گفت به عنوان وارث تاورنيه مستحق گرفتن 28000 تومانى است كه اين جهان گرد فرانسوى در حدود سى سال پيش به خانوادهء شريمان به قرض داده است . اين ادعا چنان مورد قبول واقع شده بود كه دو تن از اعضاى خانوادهء مذكور ، چنانكه در فوق گفتم ، مسلمان شدند . - شرحى كه ميشل نوشته است .Memoire , pp . 50 - 1 ; Voyage du Sieur Paul Lucas , vo 1 II , pp . 95 - 7 a Chronicle of the Camelites , vo 1 .I , pp . 484 - 6 .( 1 ) .The History of the Missions of the Fathers of the Society of Jesus established in Persia by theReverend Father Alexander of Rhodes »كه توسط سرآرنولد ويلسن درBulletin of the School of Oriental Studies , vo 1 . III , Part IV , p . 13چاپ شده است . مطابق همين مأخذ ( ص 14 ) تعداد مرگ و مير كودكان در اصفهان در آن وقت ( 1655 - 1664 ) فوق العاده زياد بود و هر سال در حدود 40000 طفل در اصفهان مىمرد . ازA Chronicle of the Carmelits , vo 1 . II , p . 1039چنين بر مىآيد كه اين كودكان هنگامى غسل تعميد مىيافتند كه مشرف به موت بودند و هيچ كدام از آنها جان به سلامت نمىبرد .
( 2 ) . نظر به اين كه مبلغان كاتوليك و كشيشان مقيم ايران غالبا به علت دير رسيدن پول از اروپا در مضيقه بودند ، گاهى مجبور مىشدند از كمپانى انگليسى و هلندى مبالغى قرض كنند . هنگامى كه راهب ايتاليايى به نام اوربان( Urban )در بندر عباس اقامت داشت ، مهمان بازرگانان انگليسى بود و آنها مقدار زيادى هديه به او دادند . اين عمل مانع آن نشد كه راهب مذكور از طرز زندگى هلندىها و انگليسىها در آنجا لب به شكايت نگشايد . به