نبودند و ميان خواجه سرايان سفيد پوست و سياه پوست دشمنى و عداوت وجود داشت ، « 1 » و در مواردى كه با يك ديگر مبارزه نمىكردند ، به بحث و گفتوگو دربارهء « كتب ، اشعار و خوراك مىپرداختند و توجهى به امور كشور نداشتند . » « 2 »
خود شاه نه تنها به بادهنوشى خو گرفت ، بلكه زن پرست شد و مثل شاه سليمان فرمان داد هر جا دختر يا زنى خوب روى پيدا شود او را به زور و عنف بگيرند و به حرمسراى او بفرستند . در نتيجه ، تعداد زنانش چنان فراوان شد كه بر خزانه تحميل سنگينى وارد آمد . « 3 » در موارد ديگر ، پادشاه رحيم دل و مهربان بود و از خونريزى تنفّر داشت و هرگز اجازه نمىداد گناهكاران اعلام شوند و براى بسيارى از گناهان جريمهء نقدى تعيين كرده بود . خواجهسرايان نيز طرفدار چنين قاعدهاى بودند ، زيرا مقدار زيادى از پولهايى كه به اين طريق به دست مىآمد به جيب آنها ريخته مىشد . شاه سلطان حسين حتى از كشتن پرندگان و جانوران احتراز مىكرد و هنگام قدم زدن در باغ ، عادت داشت چند تير روى حوضى كه اردكها در آن شنا مىكردند رها كند ، و آن هم به منظور اين كه پرندگان مزبور در هوا به پرواز در آيند . روزى ناگهان چند پرنده را تصادفا مجروح كرد ، و به قول كروسينسكى چنان دچار خوف و وحشت شد كه مانند ساير ايرانيان در موقع ريختن خون كسى فرياد برآورد : « قانلو الدوم » ، يعنى به خون آلوده شدم . در همان لحظه فرمان داد به منظور كفاره دويست تومان ميان بىنوايان تقسيم كنند . « 4 » شاه سلطان حسين ، مانند پدر ، نسبت به امور مملكت بىاعتنا بود و زمام كارها را به دست خواجهسرايان سپرده بود . وقتى پيش نهادى به او مىكردند ، دايما مىگفت : « يا خشى دير » ، يعنى خوب است و به همين علت ملقب به ياخشى دير گرديد . « 5 »
هميلتون گويد : پس از آن كه ازبكان به خراسان حمله بردند « 6 » و اين خبر به گوش شاه سلطان حسين رسيد ، شاه در آن لحظه با بچه گربهاى به بازى مشغول بود و پرى را به ريسمان بسته و به
هامش
( 1 ) . كروسينسكى ، صفحات 72 - 73 . جزئيات قابل توجهى دربارهء خواجهسرايان در تذكرة الملوك داده شده است ( ص 56 ) . لقب رئيس خواجهسرايان سياه پوست « ريش سفيد » بود .
( 2 ) . زبدة التواريخ ، ورقa203 .
( 3 ) . كروسينسكى ، صفحات 87 - 89 - كتابRelation de Perse , ou I on voit o etat de la Religion dans la plus grande partie de l'Orient( angers , 1710 ) , p . 34( 4 ) .The , History of the Revohution of Persia , p . 77، همچنين - نصف جهان فى تعريف جهان ، اثر محمد مهدى در ( كتابهاى خطى براون ) .Browne MS . no . G . 1 . 3 , fol . 124 b( 5 ) . محمد خليل مرعشى ، مؤلف مجمع التواريخ ، ص 48 . همين نويسنده شاه را مرد ساده لوح و آرامش دوستى مىدانست كه از امور كشور و سلطنت بىاطلاع بود . ( ص 31 ) .
( 6 ) . هميلتون تاريخ آن را ذكر نكرده است ، ولى اين قضيه شايد به حملهء شير غازى خان ارگنجى ارتباط داشته باشد . ( 1129 ) .